سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - رضاي دوستان خدا به قضا و قدر الهي
كاملتر شود، محبت نيز كاملتر ميگردد و كمال محبت در اين است كه استحكام و دوام بيشتري داشته باشد و هرچه از شوق لقاي محبوب كاسته شود، محبت نيز كاهش مييابد. وقتي انسان با كساني دوست است، به ديدارشان ميرود و به آنها هديه ميدهد. اين ديدوبازديد و تقديم هديه، اثر محبت است و ازسويديگر، باعث تقويت محبّت ميشود. كسي هم كه خداوند را دوست ميدارد، بايد مشتاق ملاقات با او باشد و نهفقط از مرگ ناخشنود نباشد، بلكه ازآنرو كه با مرگ، حجابها كنار ميروند و او به مشاهده و ديدار خداوند نائل ميشود و از نعمتهاي بهشتي و آثار اعمال نيكش بهرهمند ميگردد، بايد مشتاق مرگ باشد.
رضاي دوستان خدا به قضا و قدر الهي
يكي از آثار برجستة محبت خالصانه به خداوند، راضي بودن به قضا و قدر اوست. وقتي محبت انسان به خداوند در مراحل اوليه متوقف نماند و كامل شد و همة دل را فراگرفت، بهگونهايكه انسان تعلق خاطري به غيرخداوند نداشت و دلش يكپارچه مجلاي محبت و توجه به خداوند شد، هرآنچه او مقدر ميسازد و انجام ميدهد، ميپسندد و بدان رضا ميدهد. بر اين اساس، امام سجاد رَضَّيْتَهُ بِقضائِك؛ «مرا در شمار كساني قرار ده كه آنان را راضي به قضاي خود ساختهاي».
در دعاها و مناجاتها و به تبع آنها در اشعار و متون عرفاني و ديني، نكات فراواني دربارة رضا به قضا و قدر الهي وجود دارد. حتي برخي از بزرگان دين در مناجات با خداوند ميفرمايند كه خدايا، اگر مرا به جهنم افكني و فرمان دهي كه مرا به آتش جهنم بسوزانند، من بدان راضيام و از محبتم به تو كاسته نميشود؛ بلكه چون آن را خواست