سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٢ - معرفي محبت خالصانه به خداوند
حالات عرفاني خاصي به آنها دست ميدهد و اشعار عرفاني دربارة عشق به معبود و محبوب را ميخوانند، خيال ميكنند مضامين آن اشعار دربارة آنها صادق است و محبت آنان به خداوند راسخ و صادقانه است، اما در هنگامة آزمون و گاه دست شستن از دنيا و تعلقات مادي و دل بستن محض به معبود، معلوم ميشود كه تا رسيدن به سرحد سرسپردگي كامل به خداوند و محبت خالص به او خيلي فاصله دارند و ادعاي عشق به معبود و فناي در معشوق، گزاف و دروغين است.
معرفي محبت خالصانه به خداوند
بنابراين براي نيل به سعادت و كمال، صرف احساس دوستي خدا كافي نيست و انسان در درجة اول بايد سعي كند كه خدا را بيش از ديگران دوست داشته باشد و ترجيح دوستي خدا بر دوستي غيرخدا كف ايمان است كه خداوند نيز بدان اشاره دارد و ميفرمايد: وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ...؛[١] «و كساني كه ايمان آوردهاند، محبتشان به خداوند شديدتر است...». پس لازمة ايمان و به تعبير ديگر مقوم ايمان، رجحان محبت به خدا بر محبت به ديگران است. اما كساني كه خدا را بيش از چيزها و كسان ديگر دوست ميدارند، داراي مراتبي هستند كه اين مراتب به دو دستة كلي تقسيم ميشوند: كساني كه در دلشان دو نوع محبت وجود دارد، هم محبت به خدا در دل آنها وجود دارد و هم محبت به غيرخدا، ولي محبت آنان به خداوند فزونتر از محبت به غيرخداست؛ دستة دوم كساني هستند كه حقيقتاً دلشان به محبت خدا اختصاص يافته و دوستي آنان نسبت به ديگران، مستقل از محبت به خدا نيست، بلكه به جهت انتسابي است كه آنان به خدا دارند. نظير آنكه ما وقتي كسي را دوست داريم، بستگان وي و
[١] بقره (٩)، ١٦٥.