سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - مفهوم ولايت الهي
نسبت داده ميشود و درنتيجه ما چيزي را كه بالا قرار دارد، عالي و چيزي را كه پايين قرار دارد، سافل ميدانيم. آنگاه به لحاظ وجود برتري و فوقيت در مفهوم عالي و پس از كنار نهادن جنبههاي محسوس و مادي آن برتري و فوقيت، علو معنوي را اختراع ميكنيم و درنتيجه، وقتي خداوند را علي ميناميم، اين كاربرد به لحاظ برتري و تعالي معنوي خداوند بر ساير موجودات است؛ چه اينكه ما با توجه به علو حسي و مادي، دست به اختراع علو اعتباري نيز ميزنيم و آن را به كساني نسبت ميدهيم كه به لحاظ مناصب اعتباري و پست و مقام فراتر از ديگران قرار دارند. در اين صورت، استعمال علو در معناي حسي و معنوي حقيقي و استعمال سوم آن اعتباري بهحساب ميآيد. در مقام مفاهمه و براي انتقال مفاهيم معنوي انسان ناچار است از الفاظي كه براي امور حسي وضع شدهاند، استفاده كند و پس از تجريد مفهوم آن الفاظ از جنبههاي حسي، بهوسيلة آنها مفاهيم معنوي را به مخاطبش ارائه كند. شايد قدرت انسان در انتقال از مفاهيم حسي به مفاهيم معنوي و تعميم و توسعة مفهومي و نيز انتقال از معناي حقيقي لفظ به معاني مجازي و ساير تصرفاتي كه ذهن خلاق انسان در مفاهيم و معاني صورت ميدهد، مورد اشارة خداوند در آية عَلَّمَهُ الْبَيَان[١] باشد.
براي فهم معناي ولايت كه بهخصوص در فرهنگ شيعه جايگاه ويژهاي دارد، تا آنجا كه در آموزههاي اسلامي آمده است كه قوام اسلام و فرهنگ شيعه به ولايت اهلبيت(عليهم السلام) است،[٢] همچنين براي فهم ولايت در كلام نوراني امام سجاد(عليهم السلام)، در مناجات خود، بايد بهمعناي لغوي ولايت كه در امور حسي به كار ميرود نظر افكنيم، تا با لحاظ تناسب آن
[١] الرحمن (٥٥)، ٤. [٢] از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: بُنِيَ الاسْلامُ عَلَي خَمْسٍ، عَلَي الصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَالْوَلايَةِ وَلَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالوَلايَةِ؛ «اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز و زكات و روزه و حج و ولايت و آنسان كه براي ولايت فرياد زده شده [و بر آن تأكيد شده]، براي هيچچيز ديگر فرياد زده نشده است» (محمدبنيعقوب كليني، كافي، ج٢، ص٢١، ح١).