سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - جلوه قرب و شهود خداوند
نيست و بسيار فراتر از لذتي است كه براي طفل در آغوش مادر به وجود ميآيد؛ آنهم پس از آنكه مدتي از مادر دور مانده و در فراق او گريسته است و وقتي در آغوش پرمهرش قرار ميگيرد، نوازش و ملاطفت شديد ميشود.
دربارة اين قرب به خداوند كه قربي علمي و از قبيل شهود حضوري خداوند است، از هَلْ رَاَيْتَ رَبَّكَ حِينَ عَبَدْتَهُ وَيْلَكَ مَا كُنْتُ اَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَ رَهُ. قَالَ: وَكَيْفَ رأَ يْتَهُ؟ قَالَ: وَيْلَكَ لا تُدْرِكُهُ الْعُيوُن فِي مُشاهَدَةِ الاَبْصَارِ وَلَكِنْ رَ أ تْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَايِقِ الإيمَان؛[١]«واي بر تو، من آنكس نيستم كه پروردگار ناديده را بپرستم. سؤال كرد: چگونه او را ديدهاي؟ فرمود: واي بر تو، ديدگان هنگام نظر افكندن او را درك نكنند، ولي دلها با حقايق ايمان او را ديدهاند».
كساني كه به اين معنا از قرب الهي نائل شوند و خداوند را با حقيقت ايمان مشاهده كنند و با همة وجود، خود را در جوارش بيابند، خداوند به آنان عنايت خاص ميكند و هرچه بخواهند به آنها عطا ميكند و اجابت درخواست آنان از خداوند، نتيجة مقام قربي است كه به آن نائل شدهاند، نه اينكه تفسير آن مقام باشد؛ چنانكه در تفسير اول، مقام قرب به عنايت خداوند به بندگان خاص خود و اجابت دعا و درخواست آنان تفسير ميگشت.
جلوه قرب و شهود خداوند
روشن شد كه قرب اختياري داراي معنايي حقيقي و غيراعتباري نيز هست كه هركس بدان نائل شد، به مشاهدة باطني خداوند نائل ميگردد و اين مشاهده چنان لذتي را نصيب او ميگرداند كه دل از غيرمعبود ميكند و با همة وجود عاشق و شيفتة محبوب
[١] محمدبنيعقوب كليني، كافي ، ج١، ص٩٧، ح٦.