سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - جلوه قرب و شهود خداوند
و معبود ميشود و خداوند نيز به او محبت ميورزد و عنايات خاص خود را متوجه آن بندة سالك و عاشق خود ميگرداند. البته چنانكه ديد چشم ظاهري افراد متفاوت است و برخي چشمشان كمسو و برخي پرسوست و اشيا را از فاصلههاي دور نيز ميبينند، مشاهدة خداوند با چشم دل نيز براي بندگان خاص خدا يكسان رخ نميدهد و مقام قرب الهي و رؤيت خداوند داراي مراتب است؛ چه اينكه حقيقت ايمان نيز داراي مراتب است و به تناسب اختلاف افراد در حقيقت ايمان، مراتب افراد در قرب الهي و نيل به مشاهدة خداوند متفاوت ميشود. بيترديد حقيقت ايمان شخصيتي چون امير مؤمنان لو كُشِفَ الْغطاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقينا؛[١] «اگر پردهها و حجابها كنار روند، چيزي بر يقين من افزوده نميشود (يعني من عالِم به همة حقايق عالَم غيب و شهود هستم و حجابي بين من و آن حقايق وجود ندارد)».
برخي از مراتب و جلوههاي تجلي خداوند كه در داستان حضرت موسي(عليه السلام) بدان اشاره شده، داراي درجهاي از شكوه و عظمت است كه هيچ موجودي تاب تحمل آن را ندارد. ازاينرو، پس از آنكه حضرت موسي(عليه السلام) به درخواست بنياسرائيل خواستار مشاهدة پروردگار عالم شد، خداوند جلوهاي از عظمت خود را نشان داد كه براثر آن، كوه متلاشي گشت و حضرت موسي بيهوش بر زمين افتاد:
وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أ رِنِي أَ نْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَ فَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ و أَ نَا أَ وَّلُ الْمُؤْمِنِين؛[٢] «و چون موسي به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش [بيواسطه]
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار ، ج٤٠، باب ٩٣، ص١٥٣، ح٥٤. [٢] اعراف (٧)، ١٤٣.