سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٢ - دوستان خدا و آرزوي نيل به لقاي معبود در آخرت
کامل و تمام كن؛ و شيريني بخشش و لذت آمرزش خود را به ما بچشان؛ و در روز ملاقاتت چشم ما را به مشاهدة جمالت روشن كن.
دوستان خدا و آرزوي نيل به لقاي معبود در آخرت
در پايان فراز مزبور حضرت از خداوند لقا و شهود جمال کبريايياش را درخواست ميکنند. ما در مباحث پيشين، بارها به مفهوم رؤيت و لقاي خداوند در قيامت اشاره کرديم و گفتيم که بهدليل محدوديتهاي عالم ماده، آن لقا و رؤيت در دنيا براي انسانها فراهم نميشود. اجمال سخن ما اين بود که در دنيا روح انسان به بدن تعلق ميگيرد و اين تعلق محدوديتهايي را براي روح انسان در پي ميآورد. در نتيجة تعلق روح به بدن و محدوديتهايي که بدن به منزلة موجودي مادي دارد، تحمل بدن و قواي آن براي حالات روحي و واکنشهاي رواني به حوادث ناگوار يا شاديبخش محدود است، و در مواردي بدن انسان تحمل برخي واکنشهاي رواني را ندارند. از همين روست که گاهي انسان بر اثر شوق زياد غش ميکند. براي نمونه، مادري که سالها از ديدار فرزندش محروم بوده و در غم فراقش ميسوخته است، وقتي به او ميرسد، چه بسا از شدت شوق غش ميکند و حتي ممکن است دچار سکته شود. اين از آن روست که بدن و اعصاب و مغز انسان تحمل هر لذتي را ندارد؛ چنانكه تاب هر مصيبتي را نيز ندارد. با اين فرض، روشن است که انسان در دنيا تحمل لذتي را که از مشاهدة نور
بينهايت يا جمال بينهايتِ خداوند حاصل ميآيد، ندارد؛ چنان که حضرت موسي(عليه السلام) که پيامبري اولوالعزم بود، نتوانست متحمل لقا و رؤيت جمال ربوبي گردد. آن حضرت از خداوند درخواست کرد که خود را به او بنماياند و فرمود: رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرُ إِلَيْکَ؛ «پروردگارا، [خود را] به من بنماي تا به تو بنگرم». خداوند در پاسخ او فرمود:
قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى