سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٣ - دوستان خدا و آرزوي نيل به لقاي معبود در آخرت
رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَ فَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأنَا أوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ؛[١]«گفت: هرگز مرا نخواهي ديد و ليکن به اين کوه بنگر، پس اگر در جاي خود قرار و آرام داشت مرا خواهي ديد؛ و چون پروردگارش بر آن کوه تجلي کرد، آن را خرد و پراکنده ساخت و موسي مدهوش بيفتاد و چون به خود آمد گفت: [بارخدايا،] تو پاک و منزهي [از اينکه با چشم ديده شوي] به تو بازگشتم و من نخستين باوردارندهام.
طبيعي است وقتي تجلي خداوند بر کوه باعث تلاشي آن ميشود و اين رخداد مهيب حضرت موسي(عليه السلام) را مدهوش ميسازد، انسان نميتواند در دنيا تاب تحمل لقاي الاهي را داشته باشد و در نتيجه، بُنية مادي ما نميتواند در دنيا لذت لقاي الاهي را درک کند. اما در آخرت که محدوديتهاي مادي از فراروي ساختمان وجودي انسان برداشته ميشود، امکان لقاي الاهي براي انسانها و بهويژه براي اولياي خدا فراهم ميگردد.
حضرت در پايان مناجات خود ميفرمايند:
وَ أَخْرِج حُبَّ الدُّنيا مِنْ قُلُوبِنَا کَمَا فَعَلْتَ بِالصَّالِحينَ مِنْ صَفْوَتِکَ وَالأَبْرَارِ مِنْ خَاصَّتِکَ بِرَحْمَتِکَ يا أرْحَمَ الرَّاحِمينَ وَيَا أَکْرَمَ اْلأَکْرَمينَ؛ «خدايا، محبت دنيا را از دل ما بيرون کن؛ چنانکه با بندگان نيکوکار و خاصّان درگاهت چنين کردي؛ به حق رحمت بيپايانت، اي مهربانترين مهربانان، و اي کريم کريمان».
[١] اعراف (٧)، ١٤٣.