سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦١ - تبيين چيستي مکر و فريب دنيا
«اگر خداوند به دست تو بندهاي از بندگان خدا را هدايت کند، براي تو بهتر و باارزشتر است از هرآنچه از شرق تا غرب عالم، خورشيد بر آن ميتابد».
پس اگر انسان تلاشي را که ميتواند صرف به دست آوردن نعمتهاي نامحدود اخروي کند، صرف به دست آوردن مقداري ميوه در دنيا کند، فريب خورده و خسارت ديده است. بنابراين اگر گفته شده که دنيا فريبنده است، نه بدان جهت است که دنيا سمِ کشنده، و عاري از خير و نعمت است؛ بلکه ازآنروست که گاه دنيا چنان انسان را فريفتة خود ميسازد و مظاهر و زيباييهاي خود را به انسان مينماياند که انسان از آخرت غافل ميشود؛ بهگونهاي كه همة وقت و تلاش خود را صرف به دست آوردن متاع دنيا ميکند و از متاع آخرت که ازنظر مقدار و ارزش بسيار فراتر از متاع دنياست، بيبهره ميماند. آنچه در دنياست نعمت است و دنيا آکنده از خير است. عمل صالحي که داراي پاداش بينهايت است، بهوسيلة دست، زبان و يا چشمي که مربوط به اين دنياست و با استفاده از هوا و امکاناتي که در اين دنيا وجود دارد، انجام ميپذيرد. انسان با پولي که در دنيا کسب کرده، انفاق ميکند؛ با زباني که در دنيا در اختيار او نهاده شده به ديگران مهر ميورزد و با دست خود يتيمي را نوازش ميکند. پس دنيا ذاتاً بد نيست؛ مهم اين است که انسان نعمتهاي دنيا را در چه راهي و چگونه مصرف کند.
اگر انسان براي دنيا اصالت قايل شود و دنيا را براي خود دنيا و لذتهاي آن بجويد و بخواهد، اين نحوة استفاده از دنيا نامطلوب و بد است و دراينصورت، انسان فريب دنيا را خورده است؛ زيرا دراينصورت دنيا جاي آخرت را گرفته است. درمقابل، اگر انسان براي دنيا اصالت و استقلال قايل نباشد و از آن براي انجام عمل صالح و کسب رضايت خدا استفاده کند و دنيا را ابزاري براي دستيابي به سعادت ابدي آخرت قرار دهد، دراينصورت به کمال مطلوب خود دست يافته و تجارتي سرشار از سود داشته است. درصورتي دنيا بد، فريبنده و هلاکكنندة انسان است که موجب شود انسان از سرمايههاي