سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - نصاب محبت به خداوند
استقلالي براي غيرخدا قايل نيست و اشياي جهان را عين ربط، عين اضافه و نشانة خداوند ميداند. اين معرفت كه برگرفته از معرفت قرآني است، مختص خاتمالانبيا(صلى الله عليه وآله) و اولياي الهي است و تنها پيامبر و كساني كه آنها را تربيت ميكند به فهم اين حقيقت ناب نائل ميآيند و همة مشهودات و موجودات را آيت خدا مشاهده ميكنند و تنها او را ميبينند. در پرتو اين معرفت، موجودي كه محض كمال و وجود است، لايق دل بستن و دوست داشتن ميباشد و آنگاه پرتوهاي آن محبت به مظاهر و تجليات وجودي آن اصيل و قائمبهذات، تسري مييابند.
نصاب محبت به خداوند
تعلق محبت ما به هر چيز و هركس به سبب وجود كمال خوشايند ما در اوست، و اگر بدانيم كه صد مرتبه از آن كمال در موجود ديگري تحقق يافته است، به همان ميزان، محبت ما به موجود دوم نسبت به موجود اول افزايش مييابد. فرض كنيد در شرايط نامناسب اقتصادي كه دست انسان خالي است و براي تأمين هزينههاي زندگي، نظير پرداخت بدهي يا تأمين هزينة درمانش، سخت نيازمند كمك ديگران است، اگر كسي بيمنت و ازسرِ احسان، پولي در اختيار انسان قرار دهد كه نيازهاي او را تدارك كند، انسان شديداً به او علاقهمند ميشود و از صميم دل به او محبت پيدا ميكند. اگر كسي چندين برابر آن هديه و كمك را در اختيار انسان قرار دهد، علاقه و محبت انسان به او شديدتر خواهد بود و به همين نسبت هرچه خدمت و احسان ديگران بيشتر شود، محبت ما به آنان نيز افزايش مييابد. ماية تأسف است كه محبت بسياري از مردم به خداوند ضعيف است و در حدي نيست كه بر محبت به ديگران برتري يابد. نصابي كه قرآن براي محبت به خداوند در نظر گرفته، برتري و غلبه داشتن آن بر محبت به ديگران است، تا آنكه محبت به ديگران، مانع اطاعت از خداوند نشود. البته هرچه محبت ما به خداوند از