سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٥ - توجه انسان به حاکميت مطلق خدا در شرايط خاص
شوند، خداي را بااخلاص و پاکديني (يکتاگرايي) بخوانند، و چون بهسوي خشکي برهاندشان، آنگاه شرک ميورزند».
در آية ديگري نيز خداوند دربارة توجه انسان به خداوند در خطرات و بحرانهاي زندگي و غفلت او از خداوند و طغيان در زمين بههنگام احساس آرامش و امنيت ميفرمايد:
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ *فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ...؛[١] اوست آنکه شما را در خشکي و دريا ميبَرد، تا آنگاه که بر کشتيها سوار شويد و آنها به کمک بادي خوش، شما را به پيش بَرَند كه بدان شادمان شويد؛ ناگاه بادي تند و سهمگين وزيدن گيرد و موج ازهرسو بديشان رسد و چنان دانند که فرا گرفته شده و به هلاکت افتادهاند، خداي را درحاليکه دين را ويژة او کنند [با اخلاص] بخوانند که اگر ما را از اين [بلا و ورطة هلاکت] برهاني هرآينه از سپاسگزاران باشيم؛ و چون ايشان را برهاند آنگاه در زمين به ناحق ستم و سرکشي آغاز ميکنند.
اگر انسان با خطر مواجه شود، مثلاً درميان شعلههاي آتش گرفتار شود و دريابد که کاري از او و ديگران ساخته نيست، با همة وجود متوجه خداوند ميشود و از او ميخواهد که نجاتش دهد. گاهي براي سنگنوردها و صخرهنوردها اتفاق ميافتد که در شرايط سخت و خطرناکي قرار ميگيرند و در بالاي صخرهاي با گرفتن تکهسنگي مانع سقوط خود به دره ميشوند. در آن حال اگر آن سنگ از جاي کنده شود، آنها سقوط
[١] يونس (١٠)، ٢٢ـ٢٣.