سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦١ - اولياي خدا در معرض الهامات و خطورات رباني و لقاي الهي
طَائِعِيكَ وَأَخْلَصِ عُبَّادِكَ يَا عَظِيمُ يَا جَلِيلُ يَا كَرِيمُ يَا مُنِيلُ بِرَحْمَتِكَ وَمَنِّكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛ «خدايا، چقدر لذتبخش است خطورهايي كه ياد تو را به دلها الهام ميكند، و چه شيرين است فكر و انديشههايي كه با اوهام در پردههاي غيب بهسوي تو ره ميپويند، و چقدر طعم محبتت شيرين است، و چه گواراست نوشيدن شراب قرب تو. پس اي خدا، ما را از دور ساختن و راندن از درگاهت به خودت پناه ده، و ما را از خاصترين عارفان و صالحترين بندگانت قرار ده، و در شمار صادقترين اهل طاعتت و پاكترين و خالصترين بندگانت قرار ده. اي خداي بزرگ، اي با عزت و جلال، اي با كرم و احسان، به حقِ رحمت و عطايت، اي مهربانترين مهربانان».
اولياي خدا در معرض الهامات و خطورات رباني و لقاي الهي
ما لذت ذكر خدا را نچشيدهايم و درك نكردهايم؛ اما امام سجاد(عليه السلام) از لذت خطور ذكر الهي در قالب صيغة تعجب «ما الذّ»، بهمنزلة برترين و عاليترين لذت ياد ميكنند و ميفرمايند كه چقدر لذتبخش است خطورات ذكرت كه به دل من الهام كردهاي. تصور كنيد عاشقي را كه با همة وجود به معشوق و محبوب خود دل باخته است و پيوسته در فكر و ياد او بهسر ميبرد؛ اما ناگهان گرفتاري و مشكلي براي او پيش ميآيد و لحظاتي از ياد معشوق خود غافل ميشود و در آن حال، معشوقش با اشاره او را به خود متوجه ميسازد و به وي گوشزد ميكند كه از او غافل نشود. بيترديد اين اشارت محبوب براي عاشق، بسيار لذتبخش است. براي عاشق دلسوختة محبوب و معشوق واقعي و حقيقي، يعني خداوند، هيچ لذتي سرشارتر و والاتر از آن نيست كه خداوند ياد و ذكر خود را به او الهام كند و او را متوجه خويش سازد. امام سپس ميفرمايند: وما اَحلي الَمسيرِ اِليكَ باِلاْوهام فِي مَسَالِكِ الغُيُوِب؛ «و چه شيرين است فكر و انديشههايي كه در پردههاي غيب بهسوي تو سير ميكنند».