سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٢ - اولياي خدا در معرض الهامات و خطورات رباني و لقاي الهي
در توضيح اين جمله ميتوان گفت كه گاه براثر شدت و فرواني عبادت و تمركز توجه انسان به ساحت قدس الهي، حالتي براي انسان رخ ميدهد كه احساس ميكند محبوب را ميبيند. البته منظور، رؤيت و مشاهدة جلوههاي رحماني خداست؛ ولذا وقتي حضرت موسيقَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ؛[١] «گفت: هرگز مرا نخواهي ديد؛ وليكن به اين كوه بنگر. پس اگر در جاي خود قرار و آرام داشت، مرا خواهي ديد؛ و چون پروردگارش بر آن كوه تجلي كرد، آن را خُرد و پراكنده ساخت؛ و موسي مدهوش بيفتاد و چون به خود آمد، گفت: [بارخدايا،] تو پاك و منزهي [از اينكه با چشم ديده شوي] به تو بازگشتم و من نخستين باوردارندهام».
بههرحال براي اولياي خدا گاه مراتبي از تجليات الهي رخ ميدهد و در آن لحظه كه كوتاه نيز هست، آنان غرق در لذت و سرور ميشوند و همة آنچه را پيرامون ايشان ميگذرد، فراموش ميكنند. كساني كه خداوند چنين توفيق معنوياي به آنان عنايت كرده، قدردان اين نعمت بزرگاند و خداي را شاكرند. آنان ميكوشند پرتوي از اين حالت را براي خود حفظ كنند. براي تفهيم و درك لحظة تجلي جلوههاي الهي بر اولياي خدا و لذتي كه به آنها دست ميدهد و براي تقريب به ذهن ميتوان مثالي زد. در زمان حيات امام خميني(رحمه الله) برخي از مردم پس از سالها انتظار گاه فرسنگها راه را پياده طي ميكردند تا لحظاتي به زيارت امام نائل شوند و جمال نوراني ايشان را مشاهده كنند. وقتي چشم آنان به امام ميافتاد، از شدت شوق و لذت مشاهدة ايشان زبانشان بند ميآمد و نميتوانستند حرف بزنند. همچنين فراواناند كساني كه
[١] اعراف (٧)، ١٤٣.