سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - نقش توسعة مصاديق علم حضوري در فهم درست معارف ديني
و هركه در آنهاست او را به پاكي ميستايند، و هيچچيز نيست مگر آنكه همراه با ستايش تسبيح او ميگويد، ولي شما تسبيح آنها را درنمييابيد. همانا او بردبار و آمرزگار است».
اين قبيل آيات بيانگر آناند كه همة موجودات، چه موجوداتي كه ما آنها را عاقل ميشماريم و چه موجودات بيشعور و حتي جمادات، همه نوعي درك و شعور دارند و با درك و شعور خود به حمد و تسبيح خداوند ميپردازند. البته ما قادر نيستيم نحوة درك و شعور، و حمد و تسبيح آنها را بفهميم و درك كنيم؛ اما برخي مفسران كه از فهم و تفسير اين قبيل آيات درماندند، بر آناند كه منظور از تسبيح و حمد موجودات، شهادت آن موجودات با اصل وجود خود و دلالت آنها با زبان حال بر وجود خداوند، و قدرت و خالقيت او و بر امكان و حدوث خود است.[١]البته اين توجيه با مضمون آن آيات، بهويژه تعبير «كل قد علم صلاته» سازگار نيست. چنين تعبيري نميتواند تنها بيانگر آن باشد كه موجودات با اصل وجود خود شهادت بر وجود خداوند، قدرت، عظمت، حكمت و كمال مطلق او ميدهند؛ بلكه معنايي فراتر از آن را ميرساند. اگر ثابت شود كه هر معلولي علم حضوري به خداوند دارد، معناي آن آيات و روايات همسوي با آنها روشن ميشود و تسبيح و حمد آنها در پرتو علم آنها و شناختشان از خداوند توجيه مييابد.
البته بايد اذعان كرد كه علم حضوري موجودات و از جمله علم حضوري انسانها به خداوند از نظر شدت و ضعف يكسان نيستند و مراتبي گوناگون دارند. گاهي علم حضوري از شدت و قوّتِ کافي برخوردار است و آگاهانه تحقق مييابد، و گاه ضعيف و كمرنگ است و بهصورت ناآگاهانه و يا نيمهآگاهانه درميآيد. گاه مرتبة اين علم حضوري بهدليل عظمت وجودي و كمال شخص درككننده به حدي ميرسد كه همة حقايق عالم هستي، مشهود آن انسان رهيافته به عاليترين مراتب كمال و تعالي ميشود، و ميگويد اگر
[١] ر.ك: محمود آلوسي، تفسير روح المعاني، ج٩، ص١١٩.