سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - عدم امكان شناخت كنه خداوند
برخي از فيلسوفان معتقدند كه معرفت بالكنه اشيا نيز امكانپذير نيست؛ زيرا ما جنس و فصل حقيقي اشيا را نميتوانيم درك كنيم و ازاينرو نميتوانيم به كاملترين تعاريف از اشيا، كه حد تام است و نمايانگر كنه اشياست، دست يابيم. درنتيجه معرفت و شناخت ما به ماهياتِ اشيا هم در واقع بالوجه است.
پس ما كنه و ذات خداوند را با علم حصولي نميتوانيم بشناسيم؛ زيرا خداوند ماهيت مركب از جنس و فصل ندارد تا از طريق آن بتوان به كنه خداوند راه يافت و تعريفي كامل از او به دست داد. همچنين از ديدگاه بعضي از فيلسوفان ما نميتوانيم كنه اشيا را نيز بشناسيم؛ زيرا جنس و فصل حقيقي آنها را نميشناسيم و درنتيجه نميتوانيم حد تام و تعريف كاملي از آنها ارائه دهيم.
بنا بر ديدگاه دوم كه موافق با آيات و روايات و براهين عقلي نيز هست و بر اساس آن ميتوان علم حضوري به خداوند داشت نيز نميتوان علم حضوري به كنه خداوند يافت؛ زيرا علم حضوري به كنه خداوند مستلزم احاطه بر همة جهات وجودي خداوند است و احاطة مخلوق محدود بر خالق نامحدود، محال است. پس با علم حضوري نميتوان كنه خداوند را شناخت؛ زيرا ما ناقصيم و ناقص نميتواند بر كامل مطلق احاطه يابد؛ چه اينكه، با علم حصولي نيز نميتوان ذات و كنه خداوند را شناخت؛ پس بهاتفاق همة علما، نميتوان علم حضوري و حصولي به كنه و ذات خداوند پيدا كرد.
ازاينرو، تعابير مربوط به علم حضوري به ذات خداوند را مسامحي دانستهاند و گفتهاند منظور از آنها علم حضوري به وجهالله است، نه ذاتالله كه غيب مطلق است. ذات خداوند حقيقتي است كه اسم و رسمي ندارد تا از طريق آن بتوان او را درك كرد. بنابراين نه ميتوان تصوري از ذات خدا داشت و نه ميتوان با معرفت حضوري آن را درك كرد. آنچه ما با علم حضوري درك ميكنيم، وجهالله و تجليات ربوبي است كه در قرآن نيز به آنها اشاره شده است و در زبان قرآن، علم ما به وجهالله و يا وجهالرب تعلق