سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - معرفت ناب توحيدي در كلام امام صادق&dagger
دوستان نهان و آشكار خود ذكر كردند، سدير صيرفي عرض كرد: اي فرزند رسول خدا، ما تاكنون نشنيده بوديم كه شما ايمان را اينسان توصيف كنيد. حضرت در پاسخ فرمود: آري اي سدير، پرسنده را نرسد، قبل از آنكه بداند به چه كسي بايد ايمان داشت و متعلق ايمان چيست، بپرسد كه ايمان چيست. آنگاه سدير عرض كرد: اي فرزند رسول خدا، اگر صلاح ميداني، سخني را كه فرمودي تفسير فرماي. حضرت در پاسخ فرمود:
وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِه»؛[١]هركه پندارد خدا را به انگاشتن دلها و توهماتش ميشناسد، مشرك است (چون او درواقع انگاشته و اوهام خود از خدا را خدا تلقي ميكند و آن را ميپرستد و اين نوعي شرك است). هركه پندارد خدا را به نام بيمعنا ميپرستد، درواقع به بطلان پندار خود اقرار كرده، زيرا نام، حادث و نوپديد است. هركه پندارد كه نام و معنا را باهم ميپرستد، بهراستي با خدا شريكي قرار داده است (چون اسم، مخلوق و ساختة انسان است و پرستش آن، شرك است. عبادتحقيقي آن است كه مسما و معنا را از وراي اسم، شناسد و عبادت كند). هركه معنا را بدون دريافت و ادراك، بلكه به توصيف ميپرستد، درحقيقت
١ . انعام (٦)، ٩١.