سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - نمود و بازتاب عالي ترين مرتبة محبت به خداوند
اما چون جاذبههاي مادي و خواستههاي غريزي بر خواستههاي عقلاني و ديني غلبه يافتهاند، از معصيت و گناه و ارضاي غرايز خودداري نميكند و دم را غنيمت ميشمارد. اين ازآنروست كه او محبت به خداوند را بر وجودش حاكم نساخته و درنتيجه دوستي اندك او به خداوند و خواستههاي اخروي و معنوي تحتالشعاع خواستههاي مادي و لذايذ قرار گرفتهاند. در مناجات شعبانيه ميخوانيم: اِلهى لَمْ يَكُنْ لِى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ اِلاَّ فى وَقْتٍ اَيْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ؛[١] «خدايا، من توان و قدرتي كه بدان معصيت نكنم ندارم، مگر آنكه تو مرا به عشق و محبت بيدار گرداني».
با توجه به آنچه بيان شد، حضرت از خداوند درخواست ميكنند كه شوق و محبتي به ايشان عنايت كند كه بر معصيت و نافرماني از دستورات الهي غلبه داشته باشد. در پايان مناجات حضرت ميفرمايند:
وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ عَلَىَّ، وَانْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ، وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَكَ، وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الْاِسْعَادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَكَ، يَا مُجيبُ يَا اَرْحَمَ الرَّاحِمين؛[٢] «بر من با نظر كردن به جمالت منت گذار و با چشم لطف و محبت به من بنگر و هيچگاه روي از من برمگردان و مرا از اهل سعادت و كاميابي در نزد خود قرار ده، اي اجابتكنندة دعاي خلق، اي مهربانترين مهربانان عالم».
ممكن نيست انسان كسي را دوست داشته باشد و نخواهد او را ببيند؛ ازاينرو حضرت از خداوند درخواست ميكنند كه توفيق نظاره كردن به جمالش را به ايشان عنايت كند. سپس ميفرمايند: خدايا، به ديدة لطف و كرم به من بنگر. كسي محبوب خداوند ميشود كه توشهاي سرشار از فضايل و اعمال صالح فراهم آورده است. اما
[١] مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه. [٢] همان.