ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣١ - باب ٤٤(بياناتى در باره قلب و دل آدمى و شايستگى و تباهى آن و معناى واقعى و شنوائى و بينائى و سخن گفتن و حياة و زندگى
كه از تلاوت آن خدا ترسان را لرزه باندام افتد و (از شنيدن آيات رحمت) سپس آرامش و سكونتى مىيابند و دلهاى آنها بذكر و ياد خدا مشغول است.
مؤمن ٣٥ اين گونه خدا بر دل هر منكر ستمكارى مهر شقاوت ميزند.
،، ٥٨ و هرگز نابينا و شخص بينا يكسان نيست و هم آنان كه بخدا ايمان دارند و نيكوكار هستند با بدكاران مساوى نيستند و مردم اندكى توجه به حقيقت دارند.
سجده ٤ و ٥ اكثر مردم اعتراض كرده و اندرزهاى قرآنى نمىشنوند- و (كافران) گفتند دلهاى ما از قبول دعوت تو محجوب و در پرده است و گوشهاى ما از شنيدن سخنت سنگين و ميان ما و تو حجاب و فاصله است تو كار خود را بكن ما هم روش خود را ادامه ميدهيم.
سجده ٤٤ آنان كه ايمان نمىآورند در گوشهاى آنها سنگينى هست و قرآن موجب كورى و نابينائى آنها مىشود و آن مردم از فاصله بسيار دورى باين قرآن دعوت ميشوند.
زخرف ٤٠ آيا تو ميتوانى كران را شنوا كنى يا كوردلان را هدايت نمائى و آن كسى را كه در گمراهى آشكارى افتاده است.
جاثيه ٢٣ (اى رسول گرامى) مىبينى آن را كه هواى نفس را خداى خود قرار داده و خدا آن را دانسته (پس از روشن شدن مطلب) گمراه ساخته و مهر بر گوش و دلش نهاده و بر چشم وى پرده غفلت و ظلمت كشيده پس او را بعد از خدا ديگر كه هدايت خواهد كرد آيا پند نمىپذيريد؟ محمد ١٦ و بعضى از مردم منافق بگفتارت گوش ميدهد تا وقتى كه از حضورت خارج شود با تمسخر و استهزاء از اهل كتاب و دانايان مىپرسند باز اين مرد (رسول خدا) چه چيز گفت اخيرا اينان هستند كه خدا بر دلهايشان مهر نهاده و پيرو هواى نفس خود شدند.
محمد ٢٣ همينها هستند كه خدا آنها را لعن كرده و گوش و چشمشان را كر و كور نموده آيا در آيات قرآن انديشه و تفكر نمىكنند يا بر دلهايشان قفل هست كه بسته است فتح ٤ او است خدائى كه سكون و آرامش بر دلهاى مؤمنان فرو فرستاد تا بر ايمانشان افزوده گردد.
ق ٣٣ (اين لطف خدا) براى كسى است كه با قلب و دلى نالان بدرگاه پروردگار بيايد.
ق ٣٧ (در داستان عبرت انگيز گذشتگان) پند و تذكار است براى آنكه قلب هوشيارى دارد يا گوش دل بكلام حق فرا دهد و حضور كامل داشته باشد.