الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٤ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على ( ع ) بعد از دخول بصره
تحقيق كه من در ميان شما حكم كردم بحكم حضرت سيد عالم رسول كه در اهل مكه كرده بود ، چنانچه آنچه در ميان عسكر بود آن را بلشگر قسمت نمود و بعدا متعرض باقى احوال و اولاد ايشان كه در دور و خانمان خود بودند نگرديد من متابع أثر حضرت رسول مهيمنم نعل بنعل از اقتدا و اقتفاء حضرت نبى اكرم و خاتم الرسل بيرون نميروم يا اخا بكر نميدانى كه هر چه در دار الحرب است بر مسلمانان حلال و آنچه در دار الهجرت است حرام است ، مگر بوجه حق مالك آن گردد شما را مهل است مهل ، رحمكم الله اگر چه تصديق من نمينمائيد و بر من اعتراض بسيار مينمائيد بواسطه ء آنكه يكى شما در باب امر مذكور متكلم نگرديد بلكه يكى بعد از ديگرى و ديگرى بعد از ديگرى سخنان در باب آن گفتند كدام شما را راضى بحصه و سهم و معاش بر وفق رضاى خداى عالم نمايم ؟ در آن دم آن مردم گفتند كه :
يا امير المؤمنين ( ع ) شما در اين امر صادق و مصيب و ما مخطئ و هم غير مثيب و ما جاهل و از جنت بىنصيبيم ما گناهكاران سيه روزگار توبه و استغفار نمائيم ، و از اطراف و جوانب از اباعد و اقارب از مردمان ندا و صوت بلند شد كه يا امير المؤمنين ، تو در اين مصيب و مثاب و ما مخطى و بر طريق ناصواب بوديم الحال چون بوسيله تعليم تو اى ولى ايزد وهاب عالم بطريق صواب و بسبب عمل آن مستحق اجر و ثواب گرديديم ، اصاب الله بك الرشاد و السداد چون اين دعا در حق ولى الله تعالى بجاى آوردند كره ء ثانيه عباد بن قيس ، بر خاست و گفت :
ايها الناس و الله اگر شما طاعت و متابعت حضرت امير المؤمنين ( ع )