الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥٨ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
گواهى ميدهم كه ابا ذر و مقداد هر دو گواهى ندادند مگر بحق و تو اى على ( ع ) از آن هر دو اصدق و نيكوكارترى در نزد من در آن هنگام حضرت أمير المؤمنين ( ع ) گفت :
اى طلحه بپرهيز به خداى عزيز و تو يا زبير تو يا سعد و تو يا ابن عوف بپرهيزيد بخداى حميد مجيد و بر اثر رضاى و اختيار خواهش ايزد تبارك تعالى رويد ، * ( وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . ) * يعنى در مراعات طرف حق و اطاعت آن از سرزنش سرزنشكنندگان ترس نبايد . بعد از آن طلحه گفت :
اى ابو الحسن من شما را آنچه در باب امر قرآن سؤال كردم كه چرا آن را بر خلقان ظاهر و عيان نميگردانيد ، و مرا جواب ندادى ؟
حضرت فرمود : كه يا طلحه من عمدا جواب ندادم و از جوابت به او باز ايستادم ، مرا خبر ده كه آنچه عمر و عثمان در باب قرآن نوشته اند آيا همه قرآن است ، يا بعضى از آن غير قرآن است ؟
طلحه گفت : بلكه همه ء آن قرآنست .
حضرت أمير المؤمنين على ( ع ) فرمود : كه اى طلحه اگر آن چه در دست فراگيريد هر آينه نجات مىيابيد و داخل جنات مىگرديد ، زيرا كه در اين قرآن حجت ما و بيان حق ما و فرض طاعت ما بر شما و بر ساير خلق الله تعالى ظاهر و هويدا است ، طلحه گفت : همين ما را كافى است ، گاهى كه قرآن باشد ، آنگاه طلحه گفت : اى على آنچه در پيش دست تست از قرآن و تاويل آن و علم حلال و حرام آن را به كه مىرسانى و بعد از تو كه صاحب آن است