الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٥ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
بولايت است بگردن من انداختند فلهذا من هر چه گرفتم باستصواب اين أصحاب و باتّفاق اين أرباب وفاق گرفتم خداى أكبر شاهد و حاضر است كه در اين أمر مكابره نميكنم و شروع و ابتداء اين كار بغير اذن و اختيار اين جماعت مهاجر و أنصار نكردم و اين جماعت همه حاضر و شاهدند و همگى آنچه ميگويم ميشنوند اگر خلاف گويم بايد كه تكذيب من نمايند ، و اگر از من أمرى مخالف حكم رسول ايزد عالم سانح و صادر گردد بايد زجر و منع من كنند و مرا يارى و نصرت و امداد و معاونت نكنند .
چون بنت نبىّ المحمود استماع كلام نافرجام أبو بكر نمود ملتفت بجانب امّت گشته گفت :
أيّها النّاس بغايت مسارعت و شتاب و مبادرت باختيار أمر باطل ناصواب نموديد بيقين فعل شما مؤدّى شما بخسران و مفضى بدركات نيران است .
آنگاه تلاوت آيه كلام الله نمود كه : * ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ) * ، آيا شما تدبّر و تفكَّر در حقايق فحاوى صدق مطاوى معانى آيات كلام مهيمن ربّانى نميكنيد ؟ يا آنكه در دلهاى شما قفلها است كه سرايت معانى قرآن در آن بغايت متغيّر و بيرون از حدّ امكان است ؟ .
شيخ الجليل التّقىّ النّقىّ الألمعىّ أبو علىّ الطَّبرسىّ رحمة الله عليه در تفسير مجمع البيان در بيان تفسير و معنى اين آيت جلالت پايه حضرت رحيم الرّحمن نقل نمود كه : در اين آيت دلالت صريحه است بر بطلان قول كسى كه قائل است بر آنكه أصلا هيچ أحدى را تفسير آيه ء از آيات قرآنى برأى و فكر جايز نيست مگر باخبار و اعلام عالم مخبر مطَّلع بر جميع حقايق آن