الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٢ - ذكر بيان كلام در تظلَّم حضرت امير المؤمنين على ( ع ) كه جارى مجرى احتجاج بر قوم و مشتمل بر توبيخ و تهديد و متضمن بر لؤم ، و وعيد اصحاب از جهت سعى و تأخير ايشان بر قتل معويه است
آن حضرت را تصديق نموده و نصرت كرده من بودم حاشا و كلا و لكن اين لهجه شما خدعه است كه اصلا شما بآن محتاج نيستيد و بخداى كه دانه از زمين رويانيد و بندگان خود را از آتش دوزخ آزاد گردانيد كه شما بر حقايق اين مقدمات بعد از اندك زمان مطلع خواهيد شد و جهل شما باعث مصير شما بآن طرف گرديد و علم شما در آن وقت سود و نفع شما نخواهد كرد ، بسيار بسيار بد كرداريد اى مثل مردان اما رجال كه در حلوم اطفال و در عقل مانند مربيات حجاليد و الله بخداى عالم قسم است و سوگند كه اگر چه شما با بدان حاضريد ليكن بحسب عقل غالب و بهوا و هوس و بوسيله خواهش نفس مختلف بلكه متمرد و مخالفيد كسى كه شما را به خير و خوبى بخواند هرگز بوسيله عدم اجابت شما آن شخص بنصرت آن معزز و محترم نگردد و آنكه بجهت شما متحمل رنج و عنا گردد بهيچ وجه من الوجوه فرح و راحت و سرور و بهجت نبيند و در هيچ گاه كسى را از همصحبتى شما قره عين حاصل نگردد سخنان شما است مردمان كه در غايت شجاعت و در دليرى و در نهايت شدت و صلبى باشند بسيار بسيار ضعيف و بيدل و جبان و بىتحمل در حرب و جدل ميگردند و فعل و عمل بىآب و تاب شما دشمن مرتاب شما را بطمع مىاندازد كه تا با شما درآويزد و همگى شما را ناچيز سازد و بحكم راحت و سرور بشما موصول آيا هيچ دار و سرا و منزل و مأوى شما را بغير خانه هاى خود تمتع و تعيش خواهد بود و بعد از من آيا شما باطاعت و رفاقت كدام امام با منافقان لئام حرب خواهيد نمود و الله بخداى تبارك و تعالى قسم است مغرور است آن كسى كه با قول و عهود شما اهل غرور اعتماد نمايد ، يا كه همانند تير بىپر و پيكان است آنكه بشما اميد رفاقت در امداد و تصور نصرت