الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٣ - ذكر بيان كلام در تظلَّم حضرت امير المؤمنين على ( ع ) كه جارى مجرى احتجاج بر قوم و مشتمل بر توبيخ و تهديد و متضمن بر لؤم ، و وعيد اصحاب از جهت سعى و تأخير ايشان بر قتل معويه است
فرمايد من چون بر حقيقت احوال شما مطلع گشتم بعد از امروز مرا طمع در نصرت شما نيست و اعتبار و تصديق بقول شما ننمايم و باز آزمودگان را من بعد بيازمايم خداى عز و جل مصاحبت ميان ما و شما را بمفارقت مبدل گرداند و واهب اكبر مرا مهلت و عمر دهد كه جمعى از شما بهتر با من رفيق و ياور بواسطه اجرا و انجام حكم و امر غنى قادر و امضاء و انصرام احكام شرع حضرت سيد البشر گرداند و شما را نيز چندان عمر و امان دهد كه امام براى شما زبونتر از من پيدا گردد ، تا شما قدر احسان حضرت ايزد منان نسبت بخود و ساير خلقان بدانيد ، عجب است از حال شما امام و پيشواى شما مطيع و منقاد واجب تعالى ذكره و شما باغى و عاصى از ايشان و امام اهل شام عاصى و طاغى ايزد علام و اصحاب و يارانش مطيع و منقاد امام ايشان شرط در مبايعت و متابعت اطاعت و رفاقت در تمامى اوقات و ساعت است ، چنانچه آن امت با امام عاصى خود معويه دارند و الله كه من راضيم ميان من و او در باب شما صرف سودا دينار بدرهم معامله بهم رسد تا ده نفر از شما باو دهم و يك نفر در عوض بگيرم زيرا كه يكنفر مطيع بهتر است از صد نفر غير مطيع و الله بخداى عالم قسم است كه خوشحال مىشدم كه شما را نميشناختم و شما امر معرفت بحال من نداشتندى يا مرا در غصه و رنج عدم اطاعت و سركشى خود متالم نگذاشتندى زيرا كه از آشنائى و معرفت شما بغير از ايذا و ندامت حاصل نيست ، و سينه من از حركات ناپسند و كلمات ناارجمند شما مملو از غيظ و بغايت ثرند است گوئيا از كثرت رؤيت اذيت از شما درون من درد و محن از شما به ميراث گرفته ، زيرا كه با شما آشنا شده و اعتماد بقول نامعتمد شما نموده صرفه و بهره از حركت خود در باب قتال و جدال با ارباب نفاق و ضلال اصلا نگرفته