الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢١ - ذكر بيان كلام در تظلَّم حضرت امير المؤمنين على ( ع ) كه جارى مجرى احتجاج بر قوم و مشتمل بر توبيخ و تهديد و متضمن بر لؤم ، و وعيد اصحاب از جهت سعى و تأخير ايشان بر قتل معويه است
او اسقاط گردد و در همان اثنا شوهرش وفات يابد و او بيوه ماند و فرزندى ديگر از آن شوهر نداشته باشد و از آن مرد ميراث بسيار باقى ماند از وراث بعيد و دور شخصى مالك آن مال شود و آن عورت از آن محروم ماند حال شما مشابه آن عورت نادان است ، و بخداى كه دانه از زمين رويانيد و بندگان از دوزخ به وسيله طاعت و بندگى خلاص گردانيد مرا قسم است كه در عقب شما اهل كوفه كور اعور يك چشم برگشته از حق تعالى و در پى هوا و هوس نفس خود را بر حكم و امر خداى تعالى و تقدس اختيار كند امير و حاكم شما گردد و بعد از او گزنده ديگر كه جمع مال بسيار نمايد ليكن ممنوع از اكل آن شود بر شما حاكم شود بعد از او شما را بنى اميه بميراث گيرند و يكى از ايشان بعد از ديگرى بر شما حكومت نمايند حكم حضرت رب العزت بر اين امت چنين مقرر گشته فلا محاله آن امر و قضا جارى و ممضى گردد بزرگان و نيكان شما را بقتل رسانند و اراذل شما را از حجله زنان شما بيرون آورده متصرف گردند .
اى اهل كوفه اين پاداشت و جزاى فعل و عمل و صلاح نفس و غل و عدم اخلاص شما در اين دين خداى عز و جل و رضاى حضرت خاتم الرسل است اى اهل كوفه من شما را خبر دهم بحقايق اشياء پيش از آنكه واقع گردد تا شما از آن امر برحذر باشيد بايد كه بترسيد و بقول من متعظ گرديد و اعتبار قول من نمائيد گويا من با شماام كه على دروغ ميگويد چنانچه قريش قبل از اين نبى و سيد خود نبى الرحمه محمد بن عبد الله حبيب خدا ( ص ) را نسبت بكذب دادند ، ويل بر ايشان باد كه نسبت دروغ بكه دادند ، آيا به رسول خدايا بحضرت الله تعالى و تقدس نسبت ميدهند كه من اول آن كسم كه ايمان بخداى اقدس آورده و به يگانگى او مقر گشته ، و اگر نسبت به حضرت رسول مقدس ميدهند اوّل كسى كه ايمان آورده و