الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٤ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در تحريص قوم بر مسافرت به جانب شام
نمائيد ، من در آن باب با شما پيچيدم تا به بينم كه در قول و فعل خود راست گوى و صادقيد يا كاذب ، و امتحان ميكردم كه تا حقايق احوال شما كما هو حقه مطلع گردم شما در قول و ابرام زياده كرديد ، و مكرر نزد من آمده خواهش و التماس مينموديد كه اجابت كلام شما نمايم ، و من در اباء و انكار قول و عدم اعتبار آن تأكيد زياده ميكردم چنان بر سر من هجوم آورديد كه شتران تشنه بر حياض كه مشرب ايشان باشد هجوم آرند كه يك ديگر را بدوش و دست و پا از مورد آب دور كنند بر من بنوعى غلبگى و هجوم آورديد كه من ترسيدم نه مرا بلكه شما بعضى جمعى از ياران خود را بقتل آريد ، چون حال شما همه بدان منوال مشاهده نمودم و فكرى در كار شما و خود فرمودم با خود گفتم :
اى على اگر قيام بامر و كار اين انام و اجابت كلام و انصرام مقاصد و مرام اينها ننمايم هرگز مهام احدى از اين طايفه از روى صواب بانجاح و انجام نرسد و هيچ احدى ميان اين جماعت قايم مقام من در سلوك با ايشان از روى راستى و عدالت سلوك ننمايد و با خود گفتم :
و الله كه اگر من با ايشان ملايمت و نرمى نمايم و حال آنكه ايشان عالم بحق من و فضلم باشند در پيش من دوستر است از آنكه ايشان با من ملايمت كنند و عارف بفضل و حال و عالم بعلم و كمال من نباشند بنا بر آن دست خود را بواسطه بيعت شما گشودم در آن دم شما با من بيعت كرديد و با شما معشر مسلمين انصار و مهاجرين و تابعين باحسان و آنها كه حاضر بودند من از شما عهد و بيعت و صفقت و متابعت گرفتم و بيعت با من عهد با خداى تعالى و هم چنين پيمان با ايزد منان است ، بلكه از پيمان با انبياء و رسولان اشد و اتقن