الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٦ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در تحريص قوم بر مسافرت به جانب شام
قول خود نگرفتم ، و بيعت كه شما در آن روز با من نموديد بسيار بسيار تأكيد آن زياده از بيعت ابى بكر و عمر نبود ؟ پس الحال هيچ انديشه از عذاب و نكال : في يوم لا ينفع بنون و لا مال ، ننموده ، چرا با من مخالفت مينمائيد و با آنها مخالفت ننموديد و نقض عهد و پيمان ايشان نكرديد تا آنكه هر دو گذشتند و نقض عهد من و پيمان من كرديد ؟ و با من وفا نكرديد ؟
آيا نصيحت من بر شما واجب و لازم نيست ؟ و اطاعت و امر من از فروض متحتّم نيست ؟ آيا نميدانيد كه بيعت من بر شاهد حاضر و غايب غير ناظر شما واجب و لازم است ؟ معويه ابن ابى سفيان و اصحاب او چرا در بيعت كه با من كردند وفا نكردند ، مع هذا مردم ديگر كه با من بيعت كردند طعن و منع آن جماعت مينمايند و ميدانيد كه من بواسطه قرابتى و دامادى حضرت سيد الانام و سابقت در اسلام اولى و احق و احرى و اليق بامر خلافت و ولايت امتم از آن كس كه بر من مقدم داشتند ، آيا شما و ايشان قول حضرت رسول ( ص ) در باب ولايت و امامت و موالات من و باقى امامان و اوصياى پيغمبر آخر الزمان در روز غدير خم نشنيديد ؟ يعنى بيقين كلام حضرت سيد البشر در آن باب به سمع صغير و كبير و وضيع و شريف و قوى و ضعيف و بنده و آزاد و خسته و دلشاد ، و همگى نرسيد ، الحال متابعت من بر شما در اقوال و افعال بنا بر امر ذو الجلال و تبليغ نبى متعال واجب و لازم و از فروض متحتم است .
ايها المسلمون فاتقوا الله : اى جماعت مسلمانان بخداى پرهيزيد و با من مستيزيد و از استماع و شنيدن قول و انقياد امرم نگريزيد ، و هر چه ميگويم بجاى آوريد و بر جهاد معويه