الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٤ - ذكر بيان احتجاج امام حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بر طلحه بن عبد الله و زبير بن العوام
كيست ؟ زبير گفت : شما امير المؤمنين على ( ع ) گفت : تو اقرار كردى بر آنكه من از اهل جنتم ، اما آنچه دعوى جنت از براى نفس خود و اصحاب نمودى منكرم آن را .
زبير گفت : شما اين كلام را افتراى كذب و بهتان برسول ( ع ) مىدانيد اما من هيچ نوع نسبت كذب بآن نبى ايزد واهب نمىبينم ، ليكن و الله كه آن را يقين از قول سيد المرسلين ( ص ) ميدانم .
حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه : و الله بخداى عالم قسم است كه بعضى از جماعت كه نام ايشان بردى در تابوتاند در چاهى كه واقع است در شعب كوه از اسفل درك جهنم و در بالاى آن صخره ايست هر گاه حضرت قهار اله اراده كند كه سعير جهنم افروخته تر از پيشتر گردد ، آن بامر خالق البريه از سر آن چاه برداشته شود و بنوعى حرارت آتش جهنم از حرارت آتش آن چاه متراكم و متلاطم گردد كه سعير جهنم از شراره ء اذيت آن شكايت بحضرت رب العزت برد ، و گويد : بار خدايا پناه بتو مىآرم از شدت حرارت آن من اين كلام را از حضرت رسول ايزد علام شنيدم ، و بواسطه ء رجعت شما ترا حضرت الله تبارك تعالى بر من و بر خونم مظفر و منصور نگردانيد ، و مرا ملك تعالى بر تو و بر اصحاب تو غالب گردانيد و ارواح همگى شما را معجلا به آتش دوزخ رسانيد ، زبير چون استماع اين كلام از آن أب الشبر و الشبير نمود ، بر خسارت دنيا و آخرت خود متيقن گشته از رأى خود برگشته و حيران و گريان بنزد اصحاب ياران آمد ، روايت كرد نصر بن مزاحم كه چون حضرت امير المؤمنين