الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٦٣ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
كردن از نيران بلكه باعث خلود و ابود جنان در روز حساب و ميزان است .
و نيز ابو ذر گفت :
اى معشر مردمان من از پيغمبر شما شنيدم ميفرمود كه : من در ميان شما امت دو چيز ميگذارم تا به آن متمسك شويد هرگز گمراه نشويد :
اول : كتاب خداى تعالى .
دوم : اهل بيت خود را تا آخر حديث ، چون ابو ذر غفارى رضى الله عنه از مكه ء معظمه بمدينه ء مكرمه آمد عثمان كسى بطلب ايشان فرستاد ، و چون ابو ذر در آن محضر حاضر شد ، عثمان گفت :
اى ابا ذر ، ترا چه بر آن داشت كه در مقابل بيت الله الاعظم در موسم كثرت و ازدحام مردم اقامت و مرتكب بآنچنان آمر ملايم گشتى ؟
ابو ذر گفت : چون حضرت سيد البريه در اقامت اين امر بمن عهد وصيت بلكه امر نمود ، لهذا بموجب حكم سيد الانام بدان امر قيام و اقدام نمودم .
عثمان گفت : شاهد شما در اين كلام كيست ؟
گفت : مقداد و امير المؤمنين على ( ع ) در آن زمان على ( ع ) و مقداد رضى الله عنه برخاستند و اداى شهادت نموده هر دو متوجه منزل و مقام شدند ، هم در آن زمان عثمان روى بمردمان آورده و گفت :
على و ابو ذر گمان دارند كه ايشان داخل خيرند ، در نظر مردمان مروى و منقول است كه روزى از ايام عثمان بحضرت امير المؤمنين على ( ع ) گفت اى ابو الحسن اگر تو امروز بواسطه ء من در امر خلافت صبر مينمائى سهل است ، من نيز بيشتر در اين امر بواسطه ء كسى كه از من و تو بهتر بود صبر كردم