تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٨ - رهنمودهايى از آيات
مقتضيات زمان و اوضاع و احوال، به روش ديگر مىپرداخت، و اين روشى طبيعى در حركتها و نهضتهاى مكتبى است، و مخصوصا در آن جا كه عمر آن به چندين نسل مىرسد و شاهد تطورهاى فراوان مىشود، پس اين درست نيست كه علنى بودن دعوت پيوسته صحيح است، به همان گونه كه/ ٤٠٩ تقيّد كردن و محرمانه سخن گفتن نيز اسلوب و روش ثابت ابدى محسوب نمىشود، بدان سبب كه جنبش مكتبى جنبشى واقعى است، پس گاه لازم مىآيد كه با ملاحظه كردن اوضاع سياسى و اجتماعى و تربيتى امر دعوت به صورت علنى صورت پذير نشود.
مفسران در تشخيص ميان دعوت علنى و سرّى گاه به حيرت افتادهاند، و آنچه به نظر من مىرسد اين است كه «جهاد» به معنى تصريح آشكار و مستقيم در بيان افكار و ارزشهاى دعوت براى مردم است، و گاه اين كار محدود به كسانى مىشود كه رساليان با ايشان اتصالى خاص دارند، چه ارزشهاى رسالى همچون تغيير ريشهدار و مبارزه مسلّحانه كارى سخت و دشوار است كه مردم آن را در ابتدا به سختى مىپذيرند، و به همين سبب بر دعوت كننده رسالى لازم است كه مردم را از لحاظ نفسى و فكرى ارتقا دهد تا به ترازى برسند كه بتواند بعضى از امور را به صورت صريح و آشكار با آنان در ميان بگذارد، پس، مثلا اين درست نيست كه فرد از نخستين برخورد با دعوت كننده اين مطلب را بفهمد كه وارد نظام و دستگاه انقلابى مكتبى شده است، بلكه بايد راهنما خرده خرده او را براى شنيدن اين حقيقت و پذيرفتن آن آماده سازد و آن گاه تمام حقيقت به صورت صريح به او گفته شود. يا اين كه جهر مرحلهاى ميان كتمان و اعلان است و بنا بر اين صد در صد سرّى نيست، ولى عكس آن درست نيست، و اما اعلان هر چه بيشتر به اعلام شباهت دارد- بنا بر اصطلاح جديد- يعنى يك طرح عمومى آشكار براى دعوت مكتبى، و گفته او در پايان آيه: «و أسررت» دليل بر آن است كه اين مراحل و شيوههاى كار مراتب حتمى (اسرار، سپس اجهار، و سپس اعلان) ندارد، هرگز چنين نيست، بلكه اينها دادههايى است كه واقعيت آنها را عرضه مىدارد، و ممكن است گاه فعاليّت مكتبى از اعلان مستقيما، به دليلى از دلايل، به كتمان شديد انتقال پيدا كند.