تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨ - زمينه كلى سوره
هر كس كه كافر شود و كفران و ناسپاسى كند، پس از آن است كه حجّت بر او تمام شده است، و خود مسئول گمراهى خويش است، و سزاى عمل خويش را خواهد ديد، بدان جهت كه خدا آسمانها و زمين را به حق آفريده، و سزا و جزا صورتى از صورتهاى حق است ... و آفرينش آدمى را كامل كرده (و به همين سبب هر چه را كه براى برگزيدن حق به آن نيازمند بوده در اختيارش قرار داده و حجت را بر او تمام كرده است) و بازگشت به او است تا آدمى پاداش عمل خويش را دريافت كند ... و او بر نهان و آشكار همگان آگاهى دارد ... پس چگونه ممكن است از كيفر بگريزند؟
پاداش حقى است كه به صورت تاريخى وقوع پيدا مىكند. آيا نبايد از آن عبرت بگيريم؟ چه بسيار كافران كه در گذشته بدى عاقبت/ ٧ كار خويش را چشيدند. براى چه؟ براى آن كه گفتند: «أبشر يهدوننا آيا بايد آدميزادگان راهنماى ما باشند؟». پس چه كس گرفتار خسران و زيان شد، آيا ايشان بودند يا فرستادگان پاك خدا؟
اين پايان كار ايشان در زندگى دنيا بود، و در جهان ديگر خداوند متعال از آنچه كرده بودند آگاهشان مىسازد، و حجت بالغه را بر ايشان تمام مىكند، و گرفتار عذابشان مىسازد، پس واى بر ايشان!! در آن روز مؤمنان بهشتى را به سود و بهره دريافت مىكنند كه از پاى درختان آن نهرهاى آب روان است و جاودانه در آن باقى خواهند ماند، و اين خود رستگارى بزرگى است.
بدين گونه سياق و بيان قرآن محور سوره را اعلام مىدارد، و آشكار مىسازد كه بندگان شايسته خدا چگونه در روز تغابن، يعنى روز آشكار شدن زيان و خسران در معاملات زندگى دنيا، به آن رستگارى مىرسند كه نتيجهاى از بصيرتها و بينشهايى است كه هم اكنون از آنها به ترتيب ياد مىكنيم
اول: خرسندى به آنچه خدا مقرر كرده، و ايمان داشتن به اين كه هر مصيبت كه به آدمى مىرسد به اذن و فرمان خدا است.