تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - شرح آيات
اندازه به ترويج اين گمراهى مىدهند تا مگر قبولى از آن را در نزد مجاهدان ملاحظه كنند و نقشهها و برنامههاى/ ٢٠٨ منافى با مصالح مستكبران خود را عوض كنند! چنان كه در روزگار رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- چنين بودند و او را از آن جهت ديوانه مىخواندند كه مىخواست در واقعيت و انسان تغييرى ريشهدار به وجود آورد، و با مجنون خواندن او آرزوى آن داشتند وى را دچار شكست سازند و سپس او را به انصراف از هدف بزرگش وادارند.
آنچه ذكر آن در اين جا شايسته به نظر مىرسد اين كه، از علتهاى تحريف ديانتهاى مسيحى و يهودى در تاريخ، يكى آن است كه رهبرى دينى از دو عامل تأثير مىپذيرفته است: يكى هراس از مترفان جبّار، و ديگرى تمايل به آن كه عده بيشترى از مردم در سايه حمايت دولت قرار گيرند، و همين امر آنان را به آن برانگيخت تا با حذف بعضى از ارزشها و احكام موجود در انجيل و تورات، و وارد كردن بعضى از انديشهها و احكامى كه با هوا و هوسهاى مردم سازگارى داشت، به مداهنه پرداختند، و اين مطالب را فراموش كردند كه آنچه از دين بر جاى مانده، ديگر دين خدا نيست، بلكه دين جبّاران و گردنكشان است، و آنان با اين كار عنوان خدمتگزارانى در دربارهاى سلاطين پيدا كردند نه رهانندگان و آزاد كنندگان بندگان محروم خدا! گروه دوم: منافق در جامعه اسلامى، كه به پوستهاى دين چسبيدهاند، همچون نمازى كه نمازگزار را از فحشاء و منكر باز نمىدارد، و روزهاى كه مايه دست يافتن به تقوا نمىشود و براى روزهدار احساس درد نسبت به فقيران به وجود نمىآورد، و انفاق كردن آلوده به ريا و خريدن نيكنامى براى خود، و همچنين كارهايى كه از محتواى اصلاحى آنها تهى مانده است، و شك نيست كه اينان بدون شك تكذيب كننده بسيارى از حقايق الاهى همچون جهاد و حرام بودن بهرهكشى از مردماند، و چنان دوست دارند كه رهبرى مكتبى با آنان مداهنه كند، ولى آشكارا اين خواسته خود را اظهار نمىدارند. و آنچه از آياتى برمىآيد كه صفات ايشان را آشكار مىسازد، اين است كه مهمترين هدف ايشان كه مىخواهند با