تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٨ - شرح آيات
«فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً- پس چون آن را نزديك ديدند.» يعنى مرگ به ايشان نزديك شد، يا در آن هنگام علامتها و نشانههاى ساعت قيامت، همچون زلزله، براى همه مردم آشكار مىشود، از زشتى فراوان خطاى خويش آگاهى پيدا مىكنند، و براى كوتاهيهايى كه در برابر خدا در حق خود كرده بودند، گرفتار حسرت و پشيمانى مىشوند، ولى كار به همين پايان نمىپذيرد، بلكه آثار خوارى و عذاب چندان بر ايشان غالب مىشود و آثار آن در چهرههاشان مشهود مىافتد كه مدتهاى دراز با آنها از حق رويگردان مىشدند.
/ ١٨٠ «سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا- چهرههاى كسانى كه كافر شده بودند، زشت و دژم مىشود.» يعنى چهرهها را چيزى يا يكى از فرشتگان كه از نگاهبان دوزخاند زشت و دژم مىسازند، و در آن شك نيست كه اين آثار كه در آن روز بر چهرههاى ايشان آشكار مىشود و سبب زشتى و بدى آنها مىشود نتيجه گناهان و اعمال سيّئه و عقايد نادرست ايشان است، و در المنجد آمده است: ساء الأمر فلانه يعنى آن امر او را اندوهناك ساخت، يا او را گرفتار چيزى كرد كه آن را ناخوش داشت، [٥٤] و با كافران بدين گونه رفتار مىشود.
«وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ- و به آنان گفته مىشود كه آن همان چيزى است كه سخت خواستار آن بوديد.» براى كلمه «تدّعون» در اين دو آيه دو معنى است
اوّل: ادّعا به معنى پندار و تكذيب، يعنى درباره آن سخنانى مىگوييد كه در قلبهايتان نيست، و ابن عباس گفت: يعنى بدين وسيله مدّعى چيزهاى باطل مىشديد، و شك نيست كه كافران، در آن هنگام كه خواستار رسيدن هر چه زودتر وعده خدا مىشدند، هدفشان جستجوى حقيقت نبود، بلكه محض براى انكار و جدال چنين مىگفتند، و شايد در آيه اشارهاى به اين حقيقت واقع وجود داشته باشد
[٥٤] - المنجد، ماده ساء.