تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢ - شرح آيات
كيفرى آگاه مىسازد كه كافران در تاريخ با آن رو به رو شدند و آن را دليلى براى كيفر بزرگتر در آخرت قرار مىدهد، و مىگويد كه سبب كفر ورزيدن آن بوده است كه در رو به رو شدن با فرستادگان خدا و كافر شدن به بعث و حساب، به مقياسهاى مادّى اعتماد كرده بودند، و همين را عذرى براى قبول نكردن مسئوليت در زندگى خويش قرار دادند، و به همين سبب درباره حقيقت داشتن آخرت و ناگزير بودن ايمان به خدا و فرستاده و كتابش، از آن لحاظ كه راهى براى رسيدن به نيكوكارى و دست يافتن به آيندهاى نيكو در آخرت است، تأكيد مىكند، در صورتى كه كفر، بر عكس،/ ١٢ آدمى را به بدترين سرنوشت در دو جهان مىرساند.
شرح آيات
[١] فلسفههاى بشرى كه با نادانى و ناتوانى و تنگى افق و حرص و آز نفسانى در نزد آدمى محدوديت پيدا مىكند، عالم بزرگ و آنچه را كه در آن از اختلاف و همچشمى و مسابقه است، همچون تودهاى از نيروهاى متناقض و در حال نبرد با يكديگر، و در نتيجه همچون ميدان مبارزهاى ميان خدايان و شريكان گوناگون تصور مىكند. و اين هرگز درست نيست ... عالم- در قرآن- در زير پرچم بندگى خدا قرار گرفته است.
«يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ- هر چه در آسمانها و در زمين است، تسبيح خدا مىكند.» از آن روى همه آنچه در آسمانها و زمين است به تسبيح پروردگار توانا اشتغال دارد كه هر چيز از آن با خبر و آگاه است كه پروردگارش شايسته تنزيه و پاكيزه شمردن از هر عيب و نقص است، و تنها او در ضمير و عقل آفريدگان كمال مطلق است. و آوردن فعل مضارع براى تسبيح دليل بر استمرار و مداومت در تسبيح است، بدان سبب كه خدا براى هر چيز به اندازه فهم و دريافت آن چيز تجلّى مىكند، و به اندازهاى كه بخواهد از نور خود به آن مىبخشد، لذا هر چيز به پروردگار خود شيفته مىشود و به تسبيح و تقديس او به اندازه خود مىپردازد.