تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - شرح آيات
راه گريزى باز مىگذارد كه به وسيله آن از آثار مادى و معنوى سوگند ياد كردن با دادن كفّاره خلاص شوند، و اگر خدا حرام كردن چيزى را براى شخص خود به او وامىگذاشت، بسيارى از مردمان گرفتار عسرت و مشقّت مىشدند و بسيارى از خانوادهها از هم پاشيده مىشد، بدان سبب كه فشارها و حالات خشم آنها را بر آن مىداشت كه غالبا چيزها را به سوگند بر خود حرام سازند.
«قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ- خدا گشودن گره سوگندهايتان را بر شما واجب كرده است.» امام ابو جعفر- عليه السلام- گفته است: «كنيز خود ماريه را بر خود حرام كرد و سوگند خورد كه با او نزديكى نكند، پس بر او گزاردن كفاره سوگند لازم آمد و حرام بودن كنيز براى او صورت نگرفت»، [٦]/ ١٠٦ و اين در آيه با تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ آشكار مىشود، پس اگر كسى بگويد كه فلانى بر من حرام است و سوگندى ياد نكند، نه آن شخص بر او حرام مىشود و نه دادن كفاره وجوب پيدا مىكند، بلكه ايلاء (سوگند ياد كردن براى جدايى) جز با سوگند ياد كردن و براى مدت چهار ماه تحقق پيدا نمىكند. و از ابو جعفر (ع) روايت شده است كه گفت: «ايلاء وجود پيدا نمىكند مگر آن كه براى مدتى بيش از چهار ماه سوگند ياد كند»، [٧] يعنى به اين دو شرط، و آنچه از نصوص برمىآيد، آنچه به رسول اللَّه مربوط مىشود، حرام ساختن به سوگند بوده است نه ايلاء، بدان سبب كه ماريه كنيز بود و مشمول ايلاء نمىشد. از ابو نصر روايت شده است كه گفت: از امام رضا (ع) درباره مردى پرسيدم كه از نزديكى با كنيز خود دورى گزيده است و او گفت: «چگونه مىتواند چنين كند در حالى كه او طلاق ندارد»، [٨] مگر اين كه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- چنان كه بعضى از مفسران گفتهاند، سوگند به آن ياد كرده باشد، كه از نزديكى با همه زنان خويش، پس از تحذير خدا به او درباره حرام كردن چيزى كه
[٦] - همان جا.
[٧] - الوسائل، ج ١٥، ص ٥٣٨.
[٨] - همان منبع، ص ٥٣٩.