تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣١ - رهنمودهايى از آيات
مىكشاند، و از سياق آيات و نيز از احاديث آشكار مىشود كه: قوم نوح گرفتار نقصى در اموال و جانها و ميوهها شدند. بلكه آب ايشان خشكيد، و دعوت نوح پيامبر- عليه السلام- با هدف اصلاح خط سير ايشان و بيرون آوردن آنان از حضيض اين دشواريها و رساندن ايشان به افقهاى بركت و آسايش صورت گرفت. و علامه طباطبائى با افزودن حاشيهاى بر اين سياق گفته است: يعنى در آن جا ارتباطى ميان صلاح جامعه انسانى و فساد آن، و ميان اوضاع كلى جهانى مربوط به زندگى انسان و پاكيزگى و سختى و كدورت آن وجود دارد، [٢٠] و فخر رازى به اين امر با استناد به گفته خداوند متعال ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ، [٢١] و نيز به اين گفته او تعالى ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ [٢٢] اشاره كرده است.
/ ٤١٢ [١٣- ١٤] نوح با قوم خويش به زبان و جدان سخن گفته، و نعمتها و آيات خدا را به ياد ايشان آورده است تا مگر به فطرت خويش باز گردند، پس خدا را بپرستند و از او بترسند و به جاى فرمانبرى از مترفان به اطاعت از خدا بپردازند.
«ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً- شما را چه مىشود كه به وقار خدا اميدوار نيستيد.» ابن عباس گفت: وقار به معنى ثبات و استقرار از ماده وقر است، و از آن است گفته او وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَ پس وقار خداى تعالى ثبوت و استقرار او در ربوبيت است كه در پى الوهيت و معبوديت او مىآيد، [٢٣] و به قولى معنى چنين است: چرا خدا را به يگانگى نمىستاييد، بدان سبب كه هر كس او را بزرگ دارد يگانهاش مىخواند، و از حسن روايت شده است كه گفت: چرا خدا را چنان كه
[٢٠] - الميزان، ج ٢٠، ص ٣٠.
[٢١] - الروم/ ٤١.
[٢٢] - الشورى/ ٣٠.
[٢٣] - تفسير البصائر، ج ٤٩، ص ٢٠١.