تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٥ - شرح آيات
صورتى كه از ارزشهاى الاهى ثابت و استوار است و به كاميابى مىرسد، و اگر چنين نبوده باشد،/ ٣١٦ چرا ميليونها نفر از افراد بشر در نسلهاى پياپى از رسول خدا و رسالت او پيروى مىكنند در صورتى كه هيچ كس براى شاعران چنين نمىكند.
آرى، روى آوردن مردم از زمان بعثت پيامبر (ص) تا امروز و حتى آينده- كه مخصوص رسالتهاى خدا است- به اسلام و ايمان آوردن به آن، دليل رسايى بر آن است كه اين دين از جانب پروردگار جهانيان نازل شده است.
«قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ- كه اندكى به آن ايمان مىآورند.» گفتهاند كه «ما» در اين جا به معنى عدم است، يعنى البته ايمان نمىآوريد، و افزودهاند كه عرب مىگويد قلّما يأتينا و مقصودش اين است كه نزد ما نمىآيند، [٩٠] ولى چنان مىنمايد كه قلّت و كمى در اين جا معنى خود را دارد تا اين آيه با ديگر آياتى كه نفى ايمان از اكثريت مىكند إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ هماهنگى داشته باشد، در صورتى كه آن را براى اندكى اثبات مىكند وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ.
آخرين كلمه: فرق ميان رسول و شاعر، همان فرق ميان كريمى است كه از خود تنازل و چشم پوشى مىكند و كسى كه در سخن و تحرك او تنها خود او محور است، پس شاعر طلب مزد مىكند و رسول مىبخشد و چيزى نمىخواهد، و رسول حق را مىگويد هر چند عليه خودش باشد، در صورتى كه شاعر اين شجاعت و اخلاص را ندارد. به همان گونه كه كمى ايمان مردم در هيچ روزى از روزها مقياس حق نخواهد شد، بدان جهت كه رسالت عين حق است، و در نتيجه درد در كسى است كه ايمان نمىآورد نه در رسالت، چه آن قله بلندى است كه كمتر كسى به بالاترين نقطه آن رسيده است.
[٤٢] و قرآن اين را نفى مىكند كه رساله از گفتههاى كاهنان بوده باشد.
«وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ- و گفته كاهنى نيست.»
[٩٠] - الرازى، ج ٣٠، ص ١١٧.