تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٨ - داستان مالكان باغ جنت
انفاق در راه خدا بركت و خيرى عظيم نهفته است، و به قولى «ضالّون» بدين معنى است كه ما راه را گم كرديم و به جايى جز بوستان خود وارد شديم، چه نمىتوانستند اين امر را بپذيرند كه زمينى كه ديروز آن را ترك كردند و در بهترين حالت بود، به زمين بىآب و علفى تبديل شده باشد، ولى چگونه ممكن است كه انسان زمين خود را نشناسد و آن را عوضى بگيرد؟! هرگز چنين نمىشود ... اين زمين خودشان است و آنان از حقيقت گمراه شدهاند و نه از زمين و جنت خودشان، و خدا به مشيّت و حكمت خود آنان را از حاصل زمينشان ناكام ساخت.
«بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ- بلكه ما از محرومانيم.» ميان گمراهى و ناكامى و حرمان ايشان رابطهاى وجود دارد، و آن اين است كه دست يافتن آدمى به هدفها و خواستههاى مادّى و معنوى خودش، با روشى كه در زندگى از آن پيروى مىكند وابستگى دارد، پس اگر در گزينش روش عمل خود خطا كرده باشد، يا از راه درست گمراه شود، به صورتى مستقيم و طبيعى نه تنها از دادههاى معنوى بلكه حتى مادى آن نيز محروم خواهد شد، و اين همان چيزى است كه اصحاب جنّت گرفتار آن شدند. و در حديثى از امام باقر- عليه السلام- آمده است كه: «چون مردى مرتكب گناهى شود، روزى از او دور خواهد شد». [٥٣] از آيه بينش ديگرى نيز به ما الهام مىشود و آن اين كه: آنان به اين حقيقت هدايت شدند كه حرمان و ناكامى حقيقى اندك بودن مال و جاه به سبب مسكنت نيست، بلكه حرمان و مسكنت اندك بودن ايمان و معرفت خدا است به سبب گمراهى.
بدين گونه آن حادثه هولناك همچون ضربهاى سخت بود كه آنان را از خواب گمراهى و ناكامى بيدار كرد، و آغاز براى سفرى به منظور عروج و بالا رفتن به افقهاى توبه و انابه شد، كه اول آن اكتشاف خطاى انسان در زندگى به توسط
[٥٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٩٥ به نقل از الكافى.