تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - شرح آيات
بازمىگردد. و خداوند متعال مىگويد «مسّه» بدان جهت كه مسّ و تماسّ خير يا شر با انسان كمترين خير يا شرى است كه به او برسد.
«وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً- و چون خيرى به او برسد و با او تماسّ پيدا كند، از رسيدن آن به ديگران جلوگيرى مىكند.» سبب آن خودخواهى مفرطى است كه دارد، و بخلى كه بر اثر آن خير را تنهاى براى خود مىخواهد/ ٣٥٧ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ [١٨] و به حق در روايت چنين آمده است: «خدا بر بندهاى يك در از امر دنيا را نمىگشايد، مگر اين كه همانند آن درى از حرص را بر او بگشايد»، [١٩] و در آيه دو بصيرت است
اول: هر كس كه كاربرد كلمه انسان را در قرآن مورد تحقيق قرار دهد، مشاهده خواهد كرد كه اين كلمه هميشه هنگام سخن گفتن از صفات سلبيه در او به ميان مىآيد وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً [٢٠] وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ [٢١] إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ [٢٢] وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا [٢٣] وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا [٢٤] وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا [٢٥] ... و بدين گونه اين كلمه در هنگام سخن گفتن از صفات ذاتى انسان وارد مىشود.
دوم: مفسّران در معنى خلق با يكديگر اختلاف دارند، و بحثى كلامى و فلسفى در ميان ايشان در پيرامون صفت هلع و اين كه با مذموم بودن آن چگونه خدا آن را آفريده است، يا اين كه انسان شخصا آن را در خود به وجود مىآورد، صورت گرفته است. صاحب التبيان تأكيد كرده كه آن از فعل خداى تعالى است و چنين
[١٨] - العاديات/ ٨.
[١٩] - اصول الكافى، ج ٢، ص ٣١٩.
[٢٠] - النساء/ ٢٨.
[٢١] - هود/ ٩.
[٢٢] - ابراهيم/ ٢٤.
[٢٣] - الإسراء/ ١١.
[٢٤] - الكهف/ ٥٤.
[٢٥] - الأحزاب/ ٧٢.