تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٩ - شرح آيات
خدا قطع رابطه كند و زندگى مستقل داشته باشد تا نماز وى نماز ناميده شود.
كسى كه نماز مىخواند و در باقى ساعات روز و زندگيش از هدفهاى نماز خود را دور نگاه مىدارد، بر او صفت مصلّى و نماز گزار اطلاق نمىشود، بدان سبب كه از شرايط مصلّى بودن آن است كه شخص مضامين و ارزشها و هدفهاى آن را ملتزم باشد و در سراسر روز و سراسر زندگى بر آنها مستقيم بماند. آن گونه كه مسلمانان فهميده مخلص آغاز اسلام دريافته و نماز را برنامه زندگى خويش قرار داده بودند، نماز براى ايشان عنوان معراجى به هر فضيلت و كرامت داشت.
امامان راهنما نماز را در اين آيه به نمازهاى نافله و مستحبّ تأويل كردهاند، و امام باقر (ع) گفته است كه: «اين در نوافل است» [٣٢] و قمّى گفته است: اگر چيزى از نوافل را بر خود واجب كرد بايد به آن ادامه دهد، [٣٣] و اين اخبار ما را به دو امر راهنمايى مىكند: يكى دامنه توجّه شديد آنان به نماز واجب و ادامه دادن به آن است، چه آن كس كه نماز مستحبّ را ادامه دهد، بيش از آن تلاش براى ادامه دادن به نماز واجب خواهد داشت، و ديگر: درجه التزام آنان به اسلام و برنامه و روش بودن آن در زندگى است، تا آن حد كه مستحبات پسنديده را به تراز واجبات از لحاظ ادا كردن و به آن ملتزم بودن قرار مىدادند، و اين نيز به نوبه خود از/ ٣٦٢ اندازه دوست داشتن عبادت در نزد آنان ما را آگاه مىسازد.
خدا از صفت مداومت بر نماز ياد كرده است، چه دادههاى تمدّنى و جز آن همچون چيره شدن بر صفت هلع در نفس بشرى به محض پرداختن به انجام نماز به صورت سريع حاصل نمىشود، بلكه بايد با مداومت و استقامت همراه باشد تا ما را به اين دادهها برساند.
دوم: انفاق در راه خدا.
كه از طريق آن نمازگزاران از زير سلطه مال و ثروت كه بيشتر مردمانى كه
[٣٢] - البصائر، ج ٤٩، ص ١٢٠.
[٣٣] - تفسير القمّى، ج ٢، ص ٣١٦.