تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٩ - اولا
بيان است كه پندارهاى مجرمان را در برابر بودن با متقيان در پاداش باطل مىكند؟
ولى شخص متدبر چون امعان نظر كند، به لطايفى بلاغتى در ترتيب قرار گرفتن كلمات در آيه توجه پيدا خواهد كرد
١- خداى تعالى در پايان داستان اصحاب الجنة درباره حقيقت عذاب تأكيد كرد و آن را در آخرت بزرگتر معرفى كرد، و اين چيزى است كه كفه ترس و وحشت را در نفس بر كفه ديگر مىچرباند، پس در دو آيه ٣٤- ٣٥ براى تحقيق درباره معادله دو كفه در نزد مؤمنان به تأكيد بيان شد كه بهشتهاى نعيم خاص ايشان است، و آنان همچون مجرمان گرفتار عذاب نمىشوند، و در آن هنگام كه خدا برابر بودن مجرمان را با مسلمانان نفى كرد كه درجه آنان از مؤمنان پايينتر است، آيا با پرهيزگاران كه درجه بالاترى حتى از مؤمنان دارند چه خواهد كرد؟ و از سوى ديگر، در آن هنگام كه حتى احتمال آن نمىرود كه با پيش افتادن نام ايشان بر مسلمانان در آيه (المجرمين كالمسلمين) با مسلمانان برابر شوند، و مدار آن را به جاى عقاب بر گرد ثواب قرار دهد، مجرمان از ثواب پاداش مأيوس مىشوند.
پس آيه به همين صورت كه هست، عذاب را براى مجرمان مسلم مىداند، و اين سؤال درباره سرنوشت مسلمانان پيش مىآيد كه آيا در پى آنان مىروند يا نه؟
٢- جزا و پاداش در واقع خود عملى است از خير و شر كه هر انسان به انجام دادن آن برمىخيزد، و اگر خداوند متعال جنات النعيم را به همان گونه كه به مسلمانان عطا مىكند/ ٢٣٧ به مجرمان نيز عطا كند، از لحاظى قضيه به آن شبيه مىشود كه مسلمانان را همچون مجرمان در نظر گرفته و بدان مىماند كه مسلمانان به كارى برنخاسته باشند كه از مجرمان متمايز شناخته شوند، و بلكه چنان است كه گويى مسلمانان به كارهاى اجرامى مجرمان پرداخته و در سرنوشت و پاداش ميان دو گروه تساوى به وجود آمده است، و اين امرى است كه هر خردمند سالمى آن را انكار مىكند و سياق نيز چنين است
«ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ- شما را چه رسيده است و چگونه داورى مىكنيد؟»