تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٢ - داستان مالكان باغ جنت
بر عهده مقدرات قرار ندهند، چه همين امر سبب تأخير حركت كردن ايشان به سوى تغيير و اصلاح بود.
«فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ- پس بعضى از ايشان روى به بعضى ديگر كردند و به سرزنش كردن يكديگر پرداختند.» هر يك از آنان مسئوليت را متوجّه ديگرى مىكرد، و اين از خصوصيّات طبيعت بشرى است كه آدمى مدّعى چيزهاى به دست آمده شود و از عواقب و زيانها شانه تهى كند و بگريزد، و به همين سبب در امثال آمده است كه «شكست يتيم است و پيروزى هزار پدر دارد»، ولى اصحاب جنت از اين گردنه سخت نيز گذشتند و همه آنان به مسئوليت خود اعتراف كردند، و به آن ايمان آوردند كه مسئوليت يك حقيقت واقع است، و راه سودمند يگانه براى تغيير اصيل و فراگير.
«قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ- گفتند: واى بر ما كه ما از گردنكشان بودهايم.»/ ٢٢٩ يعنى ويل (عذاب) براى ما و به سبب ما است كه طغيان كرديم، و طغيان بزرگتر از ظلم است زيرا كه در آن تجاوز از حد صورت مىگيرد، و بدين گونه انسان بايد (از لحاظ فردى و جمعى) به حجم واقعى خطا و گناه خود اعتراف كند و براى عذر خواهى آن را كوچكتر از آنچه هست جلوهگر نسازد، و نيز آن را چندان بزرگ نكند كه روح اميد اصلاح را از دست بدهد، بلكه همچون شجاعانى اعتراف كند كه در جانها روح توبه كردن نصوح و پاكيزه را به سوى خدا بدمد، و با اميدى همچون اميد خواستاران اصلاح و خير همراه باشد.
«عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها- اميد آن مىرود كه پروردگارمان ما را به صورتى بهتر از آنچه بوديم بدل كند.» در دنيا و در آخرت.
«إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ- بدان سبب كه ما به پروردگارمان تمايل داريم.» و با رغبت و ميل داشتن به خدا، انسان از شر فتنهگرى دنيا و اسير شدن به دست آن خلاص مىشود، در صورتى كه گردنكش به ميل خود را اسير آن مىسازد.