تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٤ - رهنمودهايى از آيات
اين اوج بندگى نسبت به خدا و ترسيدن از او است، چه على رغم جهادى طولانى كه در راه حق در سراسر زندگى خود به آن اشتغال داشت، از طاعتهاى خويش بر خدايش منّتى ننهاد، زيرا به آن ايمان داشت كه اگر لطف و توفيق خدا يار او نمىبود، به آن نتايج نمىرسيد، و خضوع كردن در برابر خدا و خستو شدن به تقصير بهترين وسيله براى تقرّب بيشتر و تلاش كردن در خدمت به او است، و اين حقا درسى است كه هر مجاهد در راه خدا به فهم آن نيازمند است تا از اين راه بتواند در برابر غرور و وسوسههاى شيطانى، و مخصوصا در مورد كسانى كه عمرى در خدمت رسالت بودهاند، مقاومت كند.
«وَ لِوالِدَيَ- و پدر و مادرم را.» چه، آنان فضلى فطرى و پرورشى در هستى پيدا كردن و ساخته شدن شخصيّت او داشتهاند، و بدين گونه درس/ ٤٢٤ وفادارى را از نخستين آموزگارى مىشنويم كه انسان در زندگى خود با او رو به رو شده بوده است، و او فراموش نكرد كه پدر و مادرش چه رنجى را به خاطر راحتى او تحمّل كردند، و پدر براى فراهم آوردن خوردنى و نوشيدنى و پوشيدنى در مدتى دراز براى او خود را با چه دشواريها رو به رو ديد، و از همه اينها بالاتر پرورش پاكيزهاى بود كه در خانواده براى رسيدن او به ايمان و دوستى خدا متحمل شدند.
«وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً- و هر مؤمنى را كه به خانه من درآمد.» يعنى مؤمنانى از معاصران وى كه در خط و مسير او حركت مىكردند.
«وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ- و مردان مؤمن و زنان مؤمنه را.» در هر زمان و مكان، بدان سبب كه آنان، با اختلاف زمانها و اوضاع و احوال، برادران اويند كه هدف و خط و مسير يگانه آنان را با هم جمع مىكند.
«وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً- و بر ستمگران جز عذاب و گمراهى ميفزا،» و اين جمله تأكيدى بر برائت و بيزارى از باطل است از لحاظ ارزشى و مردمى در برابر تأكيد دوستى براى منسوب بودن به حق.