تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٠ - شرح آيات
فاصله ميان كلام خدا و كلام آفريدگان چيزى نيست كه بر هر صاحب عقل و فطرت پوشيده باشد تا سبب شود كه كسى نتواند رسالت خدا را از افكار آفريدگانش تميز دهد.
در اين جا اندكى درباره رابطه ميان سخن گفتن از رسالت و اين كه آن از پروردگار جهانيان است، توقف مىكنيم، و اين كه خدا نگفت: «تنزيل من اللَّه» ... يا چيزى شبيه به آن از نامهاى حسناى ديگر.
اصل كلمه «ربّ» از تربيت است با همه معانى اين كلمه از نمو كردن و پاكيزه و لطيف شدن،/ ٣٢١ و رسالت خدا آشكارترين نشانه براى علاقه داشتن ربّ آفريدگار به آفريده مربوب است، چه همين رسالت وسيلهاى است كه خداى متعال با آن به تأديب و تربيت بندگان خود مىپردازد، و اگر به آن عمل كنند راه خير و رشد و بركت را براى آنان هموار مىسازد، به همان گونه كه نشانهاى از لطف و مهربانى او نسبت به ايشان نيز هست.
در اين جا به نقل بعضى از اخبار مىپردازيم كه در شأن نزول آيات چهارگانه (٤٠- ٤٣) بنا بر نظر مفسران وارد شده است، و از آن جمله است روايت ابن اسحاق از وليد بن المغيرة، و از نضر بن الحارث، و از عتبة بن ربيعة، كه در روايت او از اولى چنين آمده است
«سپس وليد بن المغيرة گروهى از قريش را نزد خود فراخواند كه ميان آنان سالخوردهتر بود، و موسم حج فرا رسيد، پس به آنان گفت: اى گروه قريش! موسم فرا رسيد، و هيئتهاى عرب به سوى شما خواهند آمد، و فرمان مصاحب خود را شنيدهايد، پس آراء خود را جمع كنيد، و رأيى يگانه براى خود برگزينيد، و با هم اختلاف نداشته باشيد و چنان نشود كه يكى از شما ديگرى را تكذيب كند و گفته او را مردود بداند، پس گفتند: اى أبا عبد شمس، تو بگو، و رأيى براى ما برگزين كه همان را بگوييم، و او گفت: بلكه شما بگوييد و من گوش مىدهم، گفتند
كاهن، گفت: نه به خدا، او كاهن نيست، ما كاهنان را ديدهايم و او نه به زمزمه كاهن است و نه به سجع، گفتند: پس مىگوييم كه مجنون است، و او گفت: او