تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١١ - شرح آيات
خدا بر او حلال كرده است، به خاطر خشنود كردن ايشان، با سوگند خوددارى كرده باشد، و خدا داناتر است.
براى آن كه مرد از سوگند به ايلاء رهايى پيدا كند، خدا كفّاره را همچون راه خروج و عقوبتى براى او مقرر داشته است تا بار ديگر به آن باز نگردد، و اين به مصلحت او است، و دليل آن است گفته خدا به صورت «لكم به سود شما است»، على رغم اين كه بعضى آن را زحمت و غرامتى تصور كردهاند كه خدا براى او مقرر كرده است، چه نفس را پاكيزه مىسازد، و از حدّت و شدت خشم مىكاهد.
و كفّاره شكستن سوگند واجبى است كه خدا آن را مقرر داشته است، ولى بازگشتن به آنچه با سوگند بر خود حرام كرده بود، وابسته به اداى آن نيست، و بنا بر اين با تكرار بازگشت به حال اول پيش از اداى كفاره، همچون در ظهار، در آن تكرار كفاره شرط نيست، بلكه براى هر سوگندى يك كفاره كفايت مىكند، و مقدار آن خوراك دادن به ده درويش است، و از ابو حمزه ثمالى روايت است كه گفت: از ابو عبد اللَّه- عليه السلام- درباره مردى پرسش كردم كه گفت به خدا سوگند و به آن وفا نكرد، پس او گفت: «كفاره آن خوراك دادن به ده مسكين است». [٩] اين وظيفه، از موقع ولايت الاهى بر مؤمنان استقرار پيدا مىكند.
/ ١٠٧ «وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ- و خدا مولى و سرور شما است.» پس آنچه او مقرر مىدارد واجب است، و بر مؤمنان روا نيست كه قوانين و تشريعات خود را از منبعى جز او اخذ كنند، بدان سبب كه خدا، از لحاظ احاطه داشتن علمش به هر چيز شايستگى قانونگذارى دارد، و هيچ حكمى را جز به حكمتى الاهى فرو نمىگذارد.
«وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ- و او داننده فرزانه است.» ايمان آدمى به اين دو صفت براى خدا، روح تسليم و رضا را به هر چه خدا واجب كرده است در او برمىانگيزد، به گونهاى كه بنا بر فطرت و عقل خود مىداند
[٩] - همان منبع، ص ٥٧١.