تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٧ - داستان مالكان باغ جنت
باشند و سهم خود را از او دريافت كنند، و صاحبان تازه باغ، لذا، سخت كوشيده بودند كه خبر روز بهرهبردارى از مسكينان پنهان بماند، و ظاهرا از اين لحاظ هيچ امرى را مورد غفلت قرار نداده بودند.
«وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ- و در حالى صبح كردند كه خود را تواناى بر جلوگيرى (از مسكينان) تصور مىكردند.» چه از اين لحاظ برنامه و كيد خود را از همه جوانب به خيال خود محكم كرده بودند، و در معنى كلمه «حرد» اختلاف است، و به قولى به معنى قصد [٥٠] است كه در اين صورت معنى آن مىشود كه در حالى صبح كردند كه خود را براى انجام رساندن قصد خويش آماده ساخته بودند كه عبارت از جلوگيرى از رسيدن بهرهاى از محصول باغ به مسكينان بود، و به قولى معنى آن خشم گرفتن [٥١] است، و به قولى ديگر منع، و به گفتهاى ديگر كوشيدن و تلاش كردن، [٥٢] و به نظر من معنى آن منع مورد نظرى است كه جدّى و آميخته به كينه و خشم نسبت به مساكين و نفرت داشتن از ايشان بوده باشد. آنان تصور مىكردند كه بر اين كار توانايى دارند، چه همه اسبابى را كه براى رسيدن به اين هدف بود براى خود فراهم آوردند، ولى- به سبب اتراف و سستى ايمان ايشان- از يك چيز غافل ماندند، و آن اين كه قدرت مطلق خدا برتر از هر چيز است، و تنها او است كه هيچ چيز مانع او نمىشود.
در حالى به سوى جنت و بوستان خود به راه افتادند كه همه وجودشان آكنده از اين اطمينان بود كه هر چه زودتر به هدف خويش خواهند رسيد.
«فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ- پس چون جنّت را ديدند گفتند كه ما حتما از گمراه شدگانيم.»/ ٢٢٥ گمراه از حق، و از اين كه هيچ كارى صورت پذير نمىشود مگر اين كه خدا آن را بخواهد، و از اين كه خدا حتى اسرار همگان را مىداند، و از اين كه در
[٥٠] - در مجمع البيان و الكشاف و تفسير البصائر، در ضمن تفسير همين آيه.
[٥١] - المنجد، ماده حرد.
[٥٢] - الدرّ المنثور، هنگام تفسير همين آيه.