تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٣ - شرح آيات
ستارهاى مخصوص به خود دارد كه چون او بميرد ساقط مىشود، و شهابها و آسمانسنگها را از همين راه مورد توضيح قرار مىدهند، و به همين سبب است كه مىگويند:/ ١٤٧ ستاره من با ستاره تو سازگار نمىشود. قرآن به اين تصورها اشاره مىكند و به تصحيح آنها مىپردازد و مىگويد
«وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ- و آسمان نزديك را به چراغهايى آراستيم.» آن ستارگانى است كه براى مردم زمين به معنى قنديلها است، چه كشتيهايى را كه بادهاى تند سبب منحرف شدن كشتيها از مسيرشان شده است، راهنمايى مىكند و به راه خود باز مىگرداند، و راه چوپانى را كه شب هنگام در آن صحرايى دور گوسفندان خود را مىراند، براى او روشن نگاه مىدارد، به همان گونه كه لذت بخش كسى است كه در شب تاريك و صاف در زير آسمان بر بستر خويش دراز كشيده و به آنها با خوشحالى نظر مىافكند و صورتهاى فلكى گوناگون و سيارات و ثوابت را از يكديگر تشخيص مىدهد. ولى متانت و استحكام آفرينش ميان اين آرايش و روشنى و ميان پاسدارى از آسمان كه ستارگان در آن ديده مىشوند ارتباطى به وجود مىآورد، پس به همان گونه كه ستارگان آسمان را تزيين مىكنند و زمين را براى مردم آن در تاريكى شب روشن مىسازند، به همان گونه هم شياطين را از آسمان دور مىكنند و آنها نمىتوانند به مقدرات جهان آسيبى برسانند، يا حتى براى دست يافتن به آن مقدرات دزدانه به گوش كردن بپردازند.
«وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ- و آنها را تيرهايى براى پرتاب شدن به شياطين قرار داديم.» اين آيه پندار نادانان را به اين كه شياطين قواى فوق العاده و داناى از قضا و قدر خدا هستند و آسمانها را مىشكافند و به مقام بالا مىرسند، و اين كه همين امر سبب شريك قرار دادن شياطين با خدا شده و گروهى به اعتبار آن كه كاهنان ميانجيگرانى بين شياطين و آدمياناند از آنان پيروى مىكنند، باطل كرده است، پس ستارگان بدان گونه كه آنان مىانديشيدند نيستند بلكه زينت و چراغ و