تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩١
آن بودند، براى مصلحتى حكيمانهتر خوددارى كرد، و نيز بدان جهت كه علم ساعت مخصوص به خدا است و مىتواند در آن به بداء و پيش و پس بردن زمان آن بپردازد، پس امكان آن هست كه موعد آن نزديك باشد، و گاه خداوند فرصتى براى مردمان فراهم مىآورد تا به خود باز گردند و خواستار تمديد اجل آن شوند و شايد پند گيرند و توبه كنند. و در آيه اشارهاى به مفهوم بداء از آن روى شده است كه خدا در محدود كردن وقت ساعت به هر گونه كه بخواهد مختار است، و بدين گونه ممكن است در علم او زمان معينى باشد و سپس براى او بدا حاصل شود و آن اجل را دورتر يا نزديكتر قرار دهد.
نادانى انس و جن درباره زمان ساعت و آينده، خود دليلى براى علم نداشتن آنان/ ٤٧٠ به غيب است و معرفت اين علم تنها به پروردگار جهانيان تعلق دارد، و همين است كه آفريننده را از آفريدگان متمايز مىسازد.
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً- داناى نهان است و اين غيب و نهان را بر هيچ كس آشكار نمىسازد.» اين آيه همه پندارها و گفتارهاى باطل را درباره علم جنيان و كاهنان به غيب نفى مىكند. ولى گاه خدا آنچه را كه از غيب بخواهد، بر اولياى خود از رسولان آشكار مىسازد، و آنان به نوبه خود سرّ خدا را محفوظ نگاه مىدارند، چه خدا مىداند كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد و چه كس را براى امانتدارى خود برگزيند، و با وجود اين آنها را كاملا حفظ مىكند به همان گونه كه آسمان را از استراق سمع محفوظ داشته است.
«إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ- مگر فرستادهاى كه خدا به دانستن غيب او رضا دهد.» پس هيچ كس نمىتواند خدا را بر آن دارد كه غيب خود را بر او آشكار سازد، بلكه خود او است كه با رضايت و حكمت خود، هر كه را كه بخواهد به بعضى از غيب آگاه مىسازد، و با وجود اين نمىگذارد كه اين غيب از نهانگاههاى او به كسى كه شايستگى ندارد برسد.