تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٨
خداوند متعال به نفس بشرى بخشيده، و تلاش كردن شخص همچون راهى سالم و بخشى از طريقت. و چنان كه ملاحظه مىشود، در اين سوره چهار بار كلمه رشد در آيههاى ٢ و ١٠ و ١٤ و ٢١ به كار رفته و جانشين نفع كه مقابل شرّ است شده است، و شايد سبب در برخورد سياق با مشكل گمراهى و انحراف بوده باشد كه باعث پيدا شدن آن گمانها و فلسفههاى باطل بشرى درباره جن و جز آن است، و خداوند متعال خواسته است تا نقش وحى را در هدايت و رشد مورد تأكيد قرار دهد، بلكه تأكيد بر خود رشد در مقابل درمان كردن مشكل گمراهى است.
رسول مالك سود و زيانى براى ديگران نيست، و حتى براى خود نيز مالك چنين چيزى نيست، سود و زيان و پناه دادن تنها به خدا تعلق دارد، پس اين خطا است كه كسى جز به او به ديگرى پناه برد، خواه جن باشد يا انس يا جز اينان.
«قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً- بگو كه هرگز كسى نمىتواند مرا از خدا در پناه خود گيرد و هرگز جز او پناهگاهى نخواهم يافت.» اين اعتقاد از مهمترين اسباب تسليم به او عزّ و جلّ و يكتا دانستن او است، و با آن مؤمنان در مقابل عوامل شكست و ترس مقاومت مىكنند كه با توكل بر پروردگار عزيز و پناه بردن به او از ديگران همراه است، و نه چنان كه سفيهان مىكنند و از تقدير و امر و عذاب خدا به شريكان او پناهنده مىشوند! و ملتحد پناهگاه كوچكى به اندازه لحد است، و هر كس كه خدا او را پناه دهد ترسى ندارد، و هر كس كه خدا بدى براى او بخواهد، پناهگاهى حتى به اندازه لحد نخواهد يافت كه به جانب آن از كسى فرار كند كه قدرت او بر همه چيز گسترده است.
[٢٣- ٢٨] و پيامبر (ص) واقعيت نقش و وظيفه مهمى را كه در زندگى دارد، بيان مىكند، چه او براى آن نيامده است تا حوالههاى امان از دوزخ را به مردمان ببخشد، و نه براى آن كه شريكى از خدا در فرمانروايى او باشد، بلكه همچون بندهاى از خدا/ ٤٦٨ و فرستادهاى از جانب او براى رساندن پيامش به مردم مبعوث