تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - شرح آيات
رجز شنيدهايم، و گفتيد كه: ديوانه است! و ما جنون را ديدهايم و او شك و ترديد و وسوسه جنون را ندارد، اى معشر قريش! مواظب كار خود باشيد، چه به خداى سوگند كه امرى بزرگ بر شما نازل شده است». [٩٨] [٤٤- ٤٧] اينك به آيات كريمه در آن جا باز مىگرديم كه از امانت رسول و صحت رسالت سخن مىگويد و هر افزايشى از او (ص) را بر اين رسالت به صورت قاطع نفى مىكند، و اين ما را به حقّانيّت حق هدايت مىكند، و به اين كه خدا آن را بر انسان واجب كرده است بدون اين كه حتى با دوست و نزديكترين آفريدگانش به خود، محمد (ص)، نرمى نشان دهد.
«وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ- و اگر پارهاى از گفتهها را بر ما مىبست.» زمخشرى گفته است كه: تقوّل صيغه افتعال از «قول» و چنان است كه در آن تكلفى از متكلّف و نسبت دهنده آن وجود دارد، و اقوال متقوّله (بسته شده به دروغ بر ديگران) به منظور كوچك كردن و حقير شمردن آنها اقاويل خوانده شده است، همچون أعاجيب و أضاحيك/ ٣٢٣ و چنان است كه أفعوله از قول است [٩٩] و معنى آيه اين مىشود كه: اگر گفتهاى را به ما نسبت دهد كه ما آن را نگفتهايم، [١٠٠] و فرضى كه در اين جا شده فرضى جدلى است و اين معنى را مىرساند كه پيغمبر (ص) تقوّل نكرده است- حاشا بر او كه چنين كند- چه ديده نشده است كه وعيد الاهى در اين خصوص تحقق پيدا كرده باشد. و اين آيه پيامبر را تزكيه مىكند، نه تنها در قرآن، بلكه در همه گفتهها و سخنانش. و اين گواهى آشكار الاهى نشانهاى بر عصمت پيامبر ما (ص) است، و نيز نشانه آن كه سنت او همچون قرآن از هواى نفس او برنخاسته و هر چه گفته همه به علم و حكمت خدا بر زبان او روان شده است.
«لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ- او را به دست راستش مىگرفتيم.»
[٩٨] - همان جا.
[٩٩] - الكشّاف، ج ٤، ص ٦٠٧.
[١٠٠] - التفسير الكبير، ج ٣٠، در تفسير آيه.