تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦١ - شرح آيات
است، بدان سبب كه هر نافرمانى و معصيت و گناه از آن برمىخيزد، و اين چيزى است كه اهل آتش در روز قيامت به اكتشاف آن مىرسند.
«فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ- پس به گناهان خود اعتراف مىكنند.» چگونه بشر مىتواند در مقابل خدا به گناهش اعتراف نكند در صورتى كه حجتى رسا عليه او وجود دارد و هر چيز حتى اندامهايش عليه او گواهى مىدهد؟! و شايد از كلمه «فاعترفوا»- علاوه شده بر الهامهاى سياق- به اين نتيجه راهبرى شويم كه كافران حق را رد مىكنند در حالى كه در عمق جانشان مىدانند كه باطل را انتخاب كردهاند، ولى در دنيا به اين امر اعتراف نمىكنند.
«فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ- پس دورى (از خدا) بهره اصحاب آتش است.» يعنى كيفر ايشان آن است كه با عذاب و در زير پاها خرد و كوفته شوند، و سحق به معنى سخت كوبيدن چيزى است تا به پارههاى كوچكى همچون شن و آرد يا نرمتر از آن مبدّل شود، [٣٣] و به قولى معنى آن دور شدن از رحمت خدا است، [٣٤] و هر دو معنى در واقع يك معنى است، بدان جهت كه كوفته شدن در آخرت به معنى اول نتيجه آن است كه خدا كافر را از رحمت خود به دور رانده است.
[١٢- ١٤] سياق در آنجا به محور سوره مىرسد كه تأكيد بر ترس از خدا در غيب آمده است، چه آياتى كه بخشى از بزرگى پروردگار را در آغاز سوره به ما معرفى كرد، و همچنين از عذاب كافران و بعضى از احوال ايشان در روز قيامت با ما سخن گفت، و نيز باقى آيات تا پايان سوره ملك كه انديشههاى شرك به خدا و پندارهاى مشركان را برمىاندازد،/ ١٥٥ همه براى آن است كه ما را به تراز ترس پنهانى از پروردگارمان ارتقا مىدهند.
«إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ- كسانى را كه در نهان
[٣٣] - المنجد، ماده سحق.
[٣٤] - همان جا.