تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٨ - اولا
هر چه را كه بخواهند برگزينند و هر فرمان كه خواهند بدهند، و وضعى همچون در دنيا ندارند كه گسيخته عنان بودند و هر چه هوس مىكردند به انجام مىرساندند و مراعات حلال و حرام خدا و حق و باطل را نمىكردند، مخصوصا كسانى از ايشان كه بر گردنهاى مردمان سوار بودند و به ادامه دادن جرم و گناه خود به صورت گردنكشى و ستمگرى مشغول.
و قرآن حال آنان را به صورتى براى ما مجسم مىسازد كه ذلت و خوارى بر اندامها و چهره ايشان آشكار است، و ذلت باطنى نزديك است كه در محشر آنان را از پا درآورد. و در دنيا چنان بينيهايشان را بالا مىكشند كه همچون خرطوم دراز مىشد، و از آن روى كه در دنيا مال و سلطه در اختيارشان بود و پيروان فراوان داشتند، هر چه بيشتر مبالغه در تظاهر به عزت و استكبار مىكردند.
«خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ- چشمانشان فرو افتاده است.» به سبب ذلتى كه آنان را فرا گرفته، چشمانشان فروهشته به طرف پايين است و از خوارى وضعى كه دارند حتى نمىتوانند به ديگران نگاه كنند.
«تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ- خوارى آنان را پوشانده است.»/ ٢٤٥ ذلت سيماى آنان را پوشانده، و شايد معنى آن باشد كه ذلت معنوى چندان برايشان مستولى شده كه ديگر تاب تحمّل آن را ندارند، و چنان خستهشان كرده است كه سگهاى شكارى گرفتار خستگى مىشوند، و أرهقه يعنى چندان بر او بار كرد كه از طاقت او بيرون است. و حكمت خدا در باز داشتن مجرمان از سجود پس از فرمان دادنش به آن، در صحراى محشر كه آزمايش كردن با سجود مايه بازشناختن مسلمان از مجرم است، مايه رسوايى آنان شد. و قتاده گفت كه به ما گفتهاند كه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- مىگفت: «در روز قيامت براى مؤمنان اذان مىگويند تا در آن جا به سجده روند، پس مؤمنان سجده مىكنند و منافقانى كه در ميان مؤمنانند از طرز سجده كردنشان شناخته مىشوند»، [٧٠] و مردمان از اين راه حقيقت را
[٧٠] - الدر المنثور، ج ٦، در تفسير آيه.